الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧٣ - يك نقش «خدامالكى» در شكر
امام صادق (ع) نيز در اين باره مىفرمايد:
مَن أنعَمَاللهُ عَلَيهِ بِنِعمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلبِهِ فَقَدأدّى شُكرَها.[٦٣١]
كسى كه خدا نعمتى به او داده و او در قلبش آن را بشناسد [كه از خداست [، به تحقيق، سپاس آن را به جاى آورده است.
امام صادق (ع) در حديث ديگرى تصريح مىكند كه حتّى اگر زبان به سپاس خداوند نيز نگشايد، شكرگزارى كرده است.[٦٣٢]
در حديثى آمده است كه: هنگامى كه موسى (ع) از خداوند متعال پرسيد: «فرزند آدم، چگونه تو را شكر مىكند؟»، خداوند متعال فرمود: «همين كه بداند اين، از من است، شكر اوست».[٦٣٣]
در جاى ديگر آمده است كه موسى (ع) به خداوند متعال گفت: «من چگونه مىتوانم حقّ شكر تو را به جاى آورم، در حالى كه هر شكر من، خود نعمتى است كه تو به من دادهاى؟!». خداوند پاسخ داد: «الآن كه دانستى اين نيز از جانب من است، مرا شكر كردهاى».[٦٣٤]
در اخبار آمده است كه موسى (ع) از خداوند پرسيد: «چگونه آدم توانست شكر اين نعمت را كه او را با دست خود آفريدى و فرشتگانت را به سجده بر او واداشتى و در بهشت خود جاى دادى، به جاى آورد؟». خداوند فرمود: «همانا آدم دانست كه همه اينها از جانب من بود، و همين، شكر او بود».[٦٣٥]
همين جريان در باره داوود (ع) نيز گزارش شده است.[٦٣٦] علاء بن كامل نقل مىكند كه روزى خدمت امام كاظم (ع) رسيدم و گفتم: خداوند متعال، چيزهايى به من داده است كه گمان آن را نمىكردم و نمىدانم علّت آن چيست! امام (ع) به وى فرمود: «آيا نمىدانى همين، از شُكر است؟».[٦٣٧]
[٦٣١]. الكافى، ج ٢، ص ٩٦، ح ١٥؛ تفسير نور الثقلين، ج ٢، ص ٥٢٩، ح ٢٣.
[٦٣٢]. امام صادق( ع): مَن أنعَمَ اللهُ عَلَيهِ نِعمَةً فَعَرَفَها بِقَلبِهِ وعَلِمَ أنَّ المُنعِمَ عَليهِ اللهُ فَقَدَ أدّى شُكرَها وإن لَم يُحَرّك لِسانَهُ( تحف العقول، ص ٢٧٢؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٢٥٢، ح ١٠٧).
[٦٣٣]. پيامبر خدا( ص): قال موسى يَا رَبّ كَيفَ شَكَركَ ابنُ آدم؟ فقال: عَلِمَ أنَّ ذلِكَ مِنّى، فَكانَ ذلِكَ شُكرَهُ( كنز العمّال، ج ٣، ص ٢٥٧، ح ٦٤٢٨).
[٦٣٤]. امام صادق( ع): فيما أوحَىاللهُ عزّ وجلّ إلى موسى( ع) ياموسى! اشكُرنى حَقَّ شُكرى، فقال، يارَبِّ وكيفَ اشكُرُكَ حَقَّ شُكرِكَ ولَيسَ مِن شُكرٍ اشكُرُكَ بِهِ إلّا وانتَ انعَمتَ به عَلَىَّ؟ قال: يا موسى الآنَ شَكَرتَنِى حِينَ عَلِمتَ أنَّ ذلِكَ مِنِّى( الكافى، ج ٢، ص ٩٨، ح ٢٧).
[٦٣٥]. قالَ مُوسى( ع) إلِهى كَيفَ استَطاعَ آدَمُ أن يؤدّىَ شُكرَ مااجرَيتَ عَلَيه مِن نِعمَتِكَ خَلَقتَهُ بِيَدِكَ وأسجَدتَ له مَلائِكَتِكَ واسكَنتَهُ جَنَّتَكَ فَأوحَىاللهُ تَعالى إلَيهِ أنَّ آدَمَ عَلِمَ أنَّ ذلِكَ كُلَّهُ مِنّى فَذَلِكَ شُكرُهُ( تنبيه الخواطر، ج ١، ص ٨؛ حلية الأولياء، ج ٦، ص ٥٦؛ الدرّ المنثور، ج ١، ص ١٥٢ و ١٥٥).
[٦٣٦]. أوحَى اللهُ تَعالَى إلى داودَ-: اشْكُرنى حَقَّ شُكرى، فقال: إلهى كَيفَ اشكُرُكَ حَقَّ شُكرِكَ وشُكرِى إيّاكَ نِعمَةٌ مِنكَ فقال الآنَ: شَكَرتَنى حَقَّ شُكرى، وقال داود: كيفَ كانَ آدَمُ شُكرِكَ حَقَّ شُكرِكَ، وقَدجَعَلتَه أباً لِأنبِيائِكَ وصَفوَتِكَ وأسجَدتَ لَهُ مَلائِكَتَكَ، فقال: أنَّهُ اعتَرَفَ أنَّ ذلِكَ مِن عِندى فَكَانَ اعتِرافُهُ بِذلِكَ حَقَّ شُكرِى( عوالى اللآلى، ج ٤، ص ٩٨، ح ١٣٧؛ حلية الأولياء، ص ٦، ح ٥٦؛ الدر المنثور، ج ٥، ص ٢١٩؛ بحار الأنوار، ج ١٤، ص ٤٠، ح ٢٥).
[٦٣٧]. علاء بن الكامل: قلت لابى الحسن( ع): أتانِىَ اللهُ بِأمورٍ لاأحتَسِبُها لاأدرى كيفَ وجوهُها؟ قال: أَوَ لاتَعلَمُ أنَّ هذا مِنَّ الشُّكرِ( بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٥٤، ح ٨٦).