الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٧ - م- خداستايى
ما بَالُكم تَفرَحونَ بِاليسيرِ مِنَ الدُّنيا تَدرُكونَهُ، ولا يحزُنُكم الكثيرُ مِنَ الآخِرَةِ تُحرَمونَهُ.[٩٠٢]
شما را چه شده كه به كمِ دنيا كه به دست مىآوريد، خوشحال مىشويد؛ ولى از كثير آخرت كه محروم مىشويد، ناراحت نمىگرديد؟!
شش. به دست آوردن خير- از دست دادن خير
از امور ديگرى كه نقش مهمّى در تنظيم حزن و سرور دارد، اين است كه انسان چه به دست آورده و چه از دست داده است؟ مهم نيست كه من در خوشى باشم يا در ناخوشى؛ مهم اين است كه چه به دست آوردهام يا چه از دست دادهام! اگر انسان در خوشايند باشد، ولى خيلى چيزهاى مثبت را از دست بدهد و يا امور مثبتى را كه مىتوانست كسب كند، امّا به دست نياورد، نبايد خرسند باشد. بر عكس، اگر انسان در ناخوشايند باشد، ولى خير و نيكى كسب كرده باشد، بايد خرسند باشد. خرسندى و ناخرسندى، بايد بر محور «كسب خير» بچرخد، نه به دست آوردن خوشايند و ناخوشايندى. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
أكثِر سُرورَك عَلى ما قَدَّمتَ مِنَ الخَير؛ وحُزنَك عَلى ما فاتَ مِنهُ.[٩٠٣]
خرسندىات را نسبت به خيرى كه پيشفرستادهاى، فراوان گردان و اندوهت را نسبت به آنچه نفرستادهاى، بيفزا!
م- خداستايى
از موضوعات مهم در هر دو موقعيت قضاى تكوينى، ستايش خداوند متعال است كه مبتنى بر خير بون آن است. امام جواد (ع) نقل مىكند كه مردى نزد امام رضا (ع) آمد و گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا از تفسير سخن خداوند عزّ وجلّ كه: (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است)، آگاه فرما كه تفسيرش چيست؟ فرمود: «پدرم، از جدّم، از باقر، از زين العابدين، از پدرش (عليهم السلام) برايم حديث كرد كه: مردى نزد امير مؤمنان آمد و گفت: مرا از تفسير سخن خداوند كه: (ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است)، آگاه فرما. فرمود: (الْحَمْدُ لِلَّهِ)، يعنى اين كه خداوند، برخى از نعمتهايى را كه به بندگانش داده، مختصراً شناسانده است؛ زيرا بندگان نمىتوانند تمام نعمتهاى او را به تفصيل بشناسند؛ چه، اين نعمتها بيشتر از آن است كه
[٩٠٢]. نهج البلاغة، خطبه ١١٣؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ٢٤٨. نيز، ر. ك: غرر الحكم، ج ٦، ص ٩٥، ح ٩٦٥٢؛ عيون الحكم و المواعظ، ص ٤٧٨، ح ٨٧٨٧.
[٩٠٣]. غرر الحكم، ج ٢، ص ١٩٢، ح ٢٣٤٥؛ عيون الحكم و المواعظ، ص ٧٨، ح ١٨٧٣.