الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٢ - روش غلط مقايسه صعودى
رِزقَكَ الإيمانَ فَحَرَّمَ بَدَنَكَ عَلَى النّارِ، ورَزقَكَ العافِيَةَ فَاعانَكَ عَلَى الطّاعَةِ، ورَزقَكَ القُنُوعَ فَصانَكَ عَن التَّبَذُّلِ.[١٠٥٩]
ايمان را روزى تو ساخت، در نتيجه، بدنت را بر آتش حرام كرد و سلامتى را روزى تو ساخت، پس تو را بر اطاعت خدا يارى كرد و قناعت را روزى تو كرد، پس تو را از ابتذالْ مصون داشت.
از مجموع اين موارد مىتوان دريافت كه نگاه تكبُعدى به داشتهها يكى از عوامل نارضايتى است. چنانچه در مصداقشناسى گذشت، اگر افراد به مجموعه آنچه براى شادكامى انسان يك امكان و داشته به شمار مىرود، آگاه شوند و سپس به آن توجّه نمايند، خواهند ديد كه چيزهاى فراوانى براى باليدن وجود دارد و هيچ گاه دچار احساس محروميت نمىشوند.
دو. مديريت مقايسهها
يكى از راههايى كه در زندگىمان براى ارزيابى وضعيت خود به كار مىبريم، مقايسه كردن خود با ديگران است. در اين مقايسه، انسان، موقعيت اجتماعى و كاميابى زندگى خود را شناسايى مىكند. رهاورد اين مقايسه، يا شادكامى و رضايت از زندگى، همراه با اميد و پويايى است و يا ناخرسندى و نارضايتى از زندگى، همراه با نااميدى و ناتوانى است. در ادامه، به بررسى اين دو گونه مقايسه مىپردازيم.
روش غلط: مقايسه صعودى
مقايسه صعودى، موجب كاهش رضامندى در موقعيت خوشايند مىگردد. كسى كه وضع خود را با كسانى كه در سطح بالاترى قرار دارند، مقايسه كند، رضايت او از زندگى خودش پايين مىآيد. اين بدان جهت است كه مقايسه وضع خود با وضع كسانى كه در موقعيت برترى قرار دارند، سبب «كوچك شمارى داشتههاى خود» و «بزرگنمايى داشتههاى ديگران» و سپس «تمركز بر نداشتههاى خود و برترى ديگران»، مانع ديدن داشتههاى خود مىشود، همانند خورشيد كه در روز، مانع ديده شدن ماه و ستارگان مىشود. در زندگى، چيزهاى فراوانى وجود دارند كه مىشود به خاطر آنها زندگى بانشاط و شادى داشت. مقايسه صعودى سبب مىشود كه انسان، آنچه را در خود دارد، نبيند و پيوسته حسرت زندگى ديگران را بخورد. آن كوچكشمارى و اين بزرگنمايى و آن تمركز بر نداشتهها، مجموعاً وضعيت بسيار سخت و آزاردهندهاى را به وجود مىآورند كه منجر به ناخرسندى و نارضايتى از زندگى مىگردد.
[١٠٥٩]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤٠١؛ الأمالى، صدوق، ص ٤١٢.