الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٥٨ - ه- تحمّل دشوارى عمل
در جريان ديگرى نقل شده كه پيامبر (ص) با ديدن كسى كه نماز مىخوانْد، پرسيد: «او كيست؟». راوى مىگويد: من از او تعريف كردم. پيامبر خدا (ص) فرمود: «ساكت باش تا به گوش او نرسد كه نابودش مىكنى!».
سپس به سمت خانه يكى از همسرانش حركت كرد و دست مرا رها كرد و دو بار فرمود: «بهترين ديندارى شما، آسانترين آن است».[١٦٥٩]
نقل مىكنند كه: روزى وارد مسجد شديم و منتظر نماز صبح بوديم كه كسى با سر خيس از غسل جنابت، وارد شد و با ما نماز خواند. وقتى نماز تمام شد، مردم به سمت پيامبر خدا (ص) رفتند و پىدرپى پرسيدند: اى پيامبر خدا آيا ديديد؟! آيا در اين كار بر ما اشكالى وجود دارد؟ پيامبر (ص) در پاسخ، دو بار تأكيد فرمود: «اى مردم! در دين خدا آسانى است».[١٦٦٠]
بنا بر اين، دين، سهل و آسان است و بايد آن را آسان گرفت و آسان گرفتن آن، به اين است كه فراتر از آنچه در دين آمده، سخت گرفته نشود. اگر كسى ماهيت دين را آن گونه كه هست بشناسد (دين شناسى) و به همان اندازه كه دين گفته عمل كند (ديندارى)، بىترديد، نه تنها از دين بيزار نمىشود؛ بلكه به آن علاقه پيدا مىكند و از آن راضى مىشود. بسيارى از نارضايتىهاى تشريعى، به خاطر ناآگاهى از حقيقت دين و يا عملكرد نادرست در ديندارى است. با اصلاح اين امر مىتوان رضايت تشريعى را به دست آورد.
ه- تحمّل دشوارى عمل
اگر بر اساس عامل نخست، دين به درستى شناخته شود (دين شناسى) و همان گونه كه هست مورد عمل واقع شود (ديندارى) و اگر بر اساس عامل دوم مشخص شود كه نفع قوانين به خدا نمىرسد (نفى خدا- سودى)؛ بلكه نفع و مصلحت مردم، محور تشريع است (باور مردم- سودى)، پس از آن، نوبت به عمل و دشوارىهاى آن مىرسد. به هر حال، عمل در همين محدوده دينِ آسان، در مقايسه با عمل نكردن به آن دشوار است. اين جا تقابل ميان تكليفپذيرى (با همان قرائت سهلگيرانه مبتنى بر دين) و تكليفگريزى است و طبيعى است كه تكليفپذيرى نسبت به
[١٦٥٩]. امام على( ع): النَّبىُّ( ص) دَخَلَ المَسجِدَ وإذا هُوَ بِرَجُلٍ يُصَلّى فَقالَ لى مَن هَذا فَأتيتُ عَلَيهِ فَأثنَيتُ عَلَيهِ خَيراً فَقالَ اسكُت لا تُسمِعهُ فَتُهلِكهُ قالَ ثُمّ أتى حُجرَةَ أمرَأةٍ مِن نِسائِهِ فَنَفَضَ يَدَهُ مِن يَدى قالَ إنَّ خَيرَ دى- نِكُم أيسَرُهُ إنَّ خَيرَ دى- نِكُم أيسَرُهُ( مسند ابن حنبل، ج ٤، ص ٣٣٨ و ج ٣، ص ٤٧٩؛ دستور معالم الحكم، ج ٢، ص ٢١٩، ح ٧٦٧؛ الجامع الصغير، ج ١، ص ٦٢٦، ح ٤٠٦٧).
[١٦٦٠]. غاضرة بن عروة الفقيمى: أخبَرَنى أبى قالَ: أتَيتُ المَدينَةَ فَدَخَلتُ المَسجِدَ والنّاسُ يَنتَظِرونَ الصَّلاةَ، فَخَرَجَ عَلَينا رَجُلٌ يُقَطّر رَأسُهُ مِن وُضوءٍ تَوَضَّأَ أو غُسلٍ اغتَسَلَهُ، صَلّى بِنا، فَلَمّا صَلَّينا جَعَلَ النّاسُ يَقومونَ إلَيهِ يَقولونَ يا رَسولَ اللهِ أرَأيتَ كَذا، أرأيت كَذا، يُرَدّدُها مَرّات فَقالَ رَسولُ اللهِ( ص): يا أيُّها النّاسُ إنَّ دينَ اللهِ فى يُسرٍ، يا أيُّها النّاسُ إنَّ دينَ اللهِ فى يُسرٍ( مسند أبى يعلى، ص ٢٢٥، ح ٦٨٢٨). نيز، ر. ك: مسند ابن حنبل، ج ٥، ص ٦٩؛ الطبقات الكبرى، ج ٧، ص ٦٨؛ الدر المنثور، ج ١، ص ١٩٢.