الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٨ - م- خداستايى
شماره شوند يا شناخته گردند. از اين رو، به آنان فرمود: بگوييد: ستايش، خداوند را به سبب نعمتهايى كه پروردگار جهانيان، به ما ارزانى داشته است.[٩٠٤]
ستايشگويى را مىتوان روشى رفتارى- معنوى دانست كه افراد با انجام دادن آن به رضامندى دست مىيابند. تصوّر غالب اين است كه حمد، مربوط به نعمت و دوران خوشايند است؛ اين درست است. در روايات توصيه شده كه هنگام نعمت، ستايش خداى را به جاى آوريد. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
مَن ظَهَرَت عَلَيهِ النِّعمَةُ، فَليكثِر ذِكرَ: الحَمدُ للهِ.[٩٠٥]
به هر كس كه نعمتى داده شد، ذكر «الحمد لله» را زياد بگويد.
امّا اين، به نعمت و دوران خوشايند اختصاص ندارد. بر اساس مدارك اسلامى، ستايش خداوند، در هر دو موقعيت خوشايند و ناخوشايند وارد شده است. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
أوَّلُ مَن يدعى إلَى الجَنَّةِ الحَمّادونَ؛ الَّذينَ يحمَدونَ اللهَ عَلَى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ.[٩٠٦]
نخستين كسانى كه به بهشت فراخوانده مىشوند، ستايشگران اند؛ همانها كه در خوشى و ناخوشى، خدا را ستايش مىگويند.
سيره خود پيامبر خدا (ص) نيز اين بوده كه در هر دو موقعيت، با تعبيرهاى مختلف، حمد و ستايش خداوند را به جاى مىآورد.[٩٠٧] از امام حسين (ع) نيز نقل شده كه در روز تاسوعا فرمود:
[٩٠٤]. عيون اخبار الرضا( ع)، ج ١، ص ٢٨٢، ح ٣٠؛ بشارة المصطفى، ص ٢١٢؛ علل الشرائع، ص ٤١٦، ح ٣؛ التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى( ع)، ص ٣٠، ح ١١؛ بحار الأنوار، ج ٢٦، ص ٢٧٤، ح ١٧ و ج ٩٢، ص ٢٢٤، ح ٢.
[٩٠٥]. الكافى، ج ٨، ص ٩٣، ح ٦٥؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ١٣٦؛ المحاسن، ج ١، ص ١١٤، ح ١١٣؛ بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ١٩٠، ح ٢٧ و ص ٢١٢، ح ١٢.
پيامبر خدا( ص): مَن تَظاهَرَت عَلَيهِ النِّعَمُ فَليقُل: الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمينَ( الأمالى، صدوق، ص ٦٥١، ح ٨٨٥؛ روضة الواعظين، ص ٥١٩؛ بحار الأنوار، ص ١٨٦، ح ٦.
[٩٠٦]. المعجم الكبير، ج ١٢، ص ١٥، ح ١٢٣٤٥؛ المعجم الصغير، ج ١، ص ١٠٣؛ المستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ٦٨١، ح ١٨٥١؛ شعب الأيمان، ج ٤، ص ٩١، ح ٤٣٧٣؛ حلية الأولياء، ج ٥، ص ٦٩؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٢٥٤، ح ٦٤١٠؛ مكارم الأخلاق، ج ٢، ص ٧٧، ح ٢١٩٣؛ بحار الأنوار، ص ٢١٥، ح ١٨.
پيامبر خدا( ص): يحشَرُ النّاسُ يومَ القِيامَة فى صَعيدٍ واحِدٍ فَيسمِعُهُمُ الدّاعى وتُبعِدُهُمُ البَصَرُ، ثُمَّ يقومُ مُنادٍ فَينادى يقولُ: سَيعلَمُ أهلُ الجَمعِ اليومَ مَن أولى بِالكرَمِ. فَيقولُ: أينَ الَّذينَ يحمَدونَ اللهَ فِى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ؟ فَيقومونَ وهُم قَليلونَ فَيدخُلونَ الجَنَّة بِغَيرِ حِسابٍ( مسند إسحاق بن راهويه، ج ٥، ص ١٨٠، ح ٢٣٠٥؛ المنتخب من مسند عبد بن حميد، ص ٤٥٧، ح ١٥٨١؛ حلية الأولياء، ج ٢، ص ٩؛ كنز العمّال، ج ١٥، ص ٨٥٢، ح ٤٣٣٩١- ٤٣٣٩٢).
[٩٠٧]. امام على( ع): كانَ رسول الله( ص) إذا أتاهُ أمرٌ يسُرُّهُ قالَ:« الحَمدُ للهِ الَّذى بِنِعمَتِهِ تَتِمُّ الصّالِحاتُ»، وإذا أتاهُ أمرٌ يكرَهُهُ قالَ:« الحَمدُ للهِ عَلى كلِّ حالٍ»؛ پيامبر خدا هر گاه حادثه خوشايندى برايش پيش مىآمد، مىفرمود:« سپاس، خدايى را كه به لطف و نعمت او، كارهاى نيك صورت مىپذيرد» و هر گاه حادثه ناخوشايندى برايش پيش مىآمد، مىفرمود:« سپاس، خداى را بر هر حالى»( الأمالى، طوسى، ص ٥٠، ح ٦٤؛ جامع الأخبار، ص ٥١٢، ح ١٤٣٦؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٤٦، ح ٥٦؛ المستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ٦٧٨، ح ١٨٤٠؛ حلية الأولياء، ج ٣، ص ١٥٧؛ كنز العمّال، ج ٢، ص ٦٧١، ح ٥٠٢٧).
امام صادق( ع): كانَ رسول الله( ص) إذا أتاهُ ما يحِبُّ قالَ:« الحَمدُ للهِ المُحسِنِ المُجمِلِ»، وإذا أتاهُ ما يكرَهُهُ قالَ:« الحَمدُ للهِ عَلى كلِّ حالٍ، وَالحَمدُ للهِ عَلى هذِهِ الحالِ»؛ پيامبر خدا هر گاه برايش چيزى پيش مىآمد كه دوست داشت، مىفرمود:« سپاس، خداى نيكوكار احسانگر را» و هر گاه برايش چيزى پيش مىآمد كه دوست نمىداشت، مىفرمود:« سپاس، خداى را بر هر حالى، و سپاس خداى را بر اين حال»( مشكاة الأنوار، ص ٧٠، ح ١١٩؛ بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ٢١٤، ح ١٧).
امام صادق( ع): كانَ رسول الله( ص) إذا وَرَدَ عَلَيهِ أمرٌ يسُرُّهُ قالَ:« الحَمدُ للهِ عَلى هذِهِ النِّعمَة»، وإذا وَرَدَ عَلَيهِ أمرٌ يغتَمُّ بِهِ قالَ:« الحَمدُ للهِ عَلى كلِّ حالٍ»؛ هر گاه براى پيامبر خدا حادثهاى پيش مىآمد كه خوشحالش مىكرد، مىفرمود:« سپاس، خداى را بر اين نعمت» و هر گاه حادثهاى برايش پيش مىآمد كه او را اندوهگين مىساخت، مىفرمود:« سپاس، خداى را بر هر حالى»( الكافى، ج ٢، ص ٩٧، ح ١٩؛ مشكاة الأنوار، ص ٧٠، ح ١٢٠؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٣٣، ح ١٤ و ج ٩٣، ص ٢١٤، ح ١٧).