الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٣٧ - الف- واكنش منفى جَزَع
فَذلِك صَبرٌ لَيسَ فيهِ شَكوى إلَى النّاسِ.[١٢٤٤]
اين، صبرى است كه در آن، شكايت كردن به مردم نيست.
البته شكايت كردن به خداوند، مانعى ندارد؛ آنچه بد است، شكايت كردن از خداست. شكايت از خدا، به معناى «اعتراض» است و شكايت به خدا، به منظور «استعانت». شكايت بردن به نزد مردم، در حقيقت، شكايت كردن از خداست. نبايد هنگام سختىها نزد ديگران شكايت كرد. شكايت كردن نزد مردم، چه تأثيرى خواهد داشت. بايد شكايت پيش كسى بُرد كه توان حلّ آن مشكل را داشته باشد. امام على (ع) در باره اين اصل مىفرمايد:
اجعَل شَكواك إلى من يقدِرُ عَلى غِناك.[١٢٤٥]
شكايت خود را خطاب به كسى قرار ده كه قادر بر توانمند كردن تو باشد.
به همين جهت ايشان مىفرمايد:
إذا ضاقَ المُسلِمُ فَلا يشكوَنَّ رَبَّهُ عزّ وجلّ وَليشتَك إلى رَبِّهِ الَّذى بِيدِهِ مَقاليدُ الامورِ وتَدبيرُها.[١٢٤٦]
هر گاه مسلمان، در تنگنا قرار گرفت، نبايد از خداوند شكايت كند؛ بلكه بايد به پروردگارش- كه زمام امور و تدبير آنها به دست اوست- شكايت كند.
همچنين وقتى از امام جواد (ع) در باره صبر جميل پرسيدند، ايشان فرمود: «چيزى است كه شكايت كردن، در آن نيست». سپس فرمود:
وما فِى الشَّكوى مِنَ الفَرَجِ؟! فَإِنَّما هُوَ يحزِنُ صَديقَك ويفرِحُ عَدُوَّك.[١٢٤٧]
شكايت كردن، چه تأثيرى در فَرَج دارد؟! همانا دوست را اندوهگين مىكند و دشمن را شاد مىگرداند.
در اين چند روايت، برهان ظريفى وجود دارد كه آن را برهان «قدرت و غنا» مىناميم. مبناى اين برهان آن است كه:
بايد به نزد كسى شكايت بُرد كه توان بىنياز كردن و بر طرف كردن مشكل را داشته باشد؛
كسى غير خدا چنين توانى ندارد؛
پس به غير او نبايد شكايت بُرد.
[١٢٤٤]. الكافى، ج ٢، ص ٩٣. جبرئيل نيز همين نكته را در تفسير صبر براى پيامبر خدا( ص) بيان مىكند( ر. ك: معانى الأخبار، ص ٢٦٠؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٨٧ و ج ٧٧، ص ٤٢٠).
[١٢٤٥]. غرر الحكم، ح ٣٩٦١؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٨٦.
[١٢٤٦]. الخصال، ص ٦٢٤، ح ١٠. نيز، ر. ك: تحف العقول، ص ٨١.
[١٢٤٧]. جامع الأخبار، ص ١١٦؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٩٢.