الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥٢ - چهار واژه مصيبت
وأرادَها، فَتوبوا إلى بارِئِكم وَاتَّقوا رَبَّكم، وَاخشَوا يوما لا يجزى والِدٌ عَن وَلَدِهِ، ولا مَولودٌ عَن والِدِهِ شَيئاً.[١٢٩٣]
عيسى بن مريم (ع) به يارانش مىفرمود: «اى فرزندان آدم! از دنيا به خدا بگريزيد و دلهايتان را از دنيا بيرون بريد؛ زيرا نه شما شايسته دنياييد، نه دنيا شايسته شماست. نه شما در دنيا مىمانيد، نه دنيا براى شما مىمانَد. دنيا، فريبكار و مصيبتبار است. فريبخورده [ى واقعى]، كسى است كه فريب دنيا را خورد. زيانديده، كسى است كه به دنيا آرميد. به هلاكت در افتاده، كسى است كه دنيا را دوست داشت و خواستارش شد. پس به درگاه آفريدگارتان توبه آريد و از پروردگارتان پروا كنيد و بترسيد از آن روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمىآيد و هيچ فرزندى نيز به كار پدرش نخواهد آمد».
بنا بر اين، مغبون واقعى كسى است كه دين خود را به دنيا بفروشد و از خداوند متعال و آخرت خود غافل شود، نه كسى كه دنيا را از دست داده باشد. علّت آن نيز اين است كه هستى انسان، با خدا و دين او پيوند خورده است. لذا ترك خدا و دين، به معناى از دست دادنِ «خود» است.
چهار. واژه مصيبت
در روايات، به عنوان يك قاعده مطرح شده كه هر آنچه به مؤمن برسد و او از آن ناخرسند باشد، «مصيبت» است.[١٢٩٤] از اين رو، امورى همچون: ترس و ناامنى، فقر و گرسنگى، و كاستى مال و جان و محصولات،[١٢٩٥] وحتّى امورى همچون خاموش شدن چراغ در شب[١٢٩٦] و پاره شدن بند كفش،[١٢٩٧]
[١٢٩٣]. الأمالى، صدوق، ص ٦٥٠، ح ٨٨٤؛ روضة الواعظين، ص ٤٨٩؛ بحار الأنوار، ج ١٤، ص ٢٨٨، ح ١٣.
[١٢٩٤]. پيامبر خدا( ص): ما أصابَ المُؤمِنَ مِمّا يَكرَهُ فَهُوَ مُصيبَةٌ( المعجم الكبير، ج ٨، ص ٢٠٤، ح ٧٨٣١؛ المصنف، ابن ابى شيبة، ج ٦، ص ٢٥٩، ح ٣؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٢٩٨، ح ٦٦٤١).
كُلُّ شَىءٍ ساءَ المُؤمِنَ فَهُوَ مُصيبَةٌ( عمل اليوم والليلة، ابن سنى، ص ١٢٧، ح ٣٥٣؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٢٩٨، ح ٦٦٣٩).
[١٢٩٥].\i( لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ)\E( سوره بقره، آيه ١٥٥).
[١٢٩٦]. عكرمة: إنَّ مِصباحَ رَسولِ اللهِ( ص) انطَفَأ ذاتَ لَيلَةٍ فَقالَ: إنّا للهِ وإنّا إلَيهِ راجِعونَ. فَقيلَ: أمُصيبَةٌ هىَ؟! قالَ: نَعَم، وكُلُّ ما آذى المُؤمِنَ فَهوَ مُصيبَةٌ( تفسير القرطبى، ج ٢، ص ١٧٥).
[١٢٩٧]. أبو ادريس الخولانى: بَينا النَّبىُّ( ص) يَمشى هوَ وأصحابُهُ إذ انقَطَعَ شِسعُهُ فَقالَ: إنّا لله وإنّا إلَيهِ راجِعونَ. قالَ: ومُصيبَةٌ هَذِهِ؟! قالَ: نَعَم، كُلُّ شَىءٍ ساءَ المُؤمِنَ فَهوَ مُصيبَةٌ( عمل اليوم والليلة، ابن سنى، ص ١٢٧، ح ٣٥٣؛ الدر المنثور، ج ١، ص ٣٨٠).
أبو أُمامة: خَرَجنا مَعَ رَسولِ اللهِ( ص) فانقَطَعَ شِسعُ النَّبىّ( ص) فَقالَ: إنّا للهِ وإنّا إلَيهِ راجِعونَ. فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: هَذا الشّسعُ! فَقالَ رَسولُ اللهِ( ص): إنَّها مُصيبَةٌ( المعجم الكبير، ج ٨، ص ١٣٢، ح ٧٦٠٠).
انقَطَعَ قِبالُ رَسولِ اللهِ( ص) فاستَرجَعَ، فَقالوا: أمُصيبَةٌ يا رَسولَ اللهِ؟! قالَ: ما أصابَ المُؤمِنَ مِمّا يَكرَهُ فَهوَ مُصيبَةٌ( المعجم الكبير، ج ٨، ص ٢٠٤، ح ٧٨٢٤؛ الدر المنثور، ج ١، ص ٣٧٩).
ليَستَرجِع أحَدُكُم فى كُلِّ شَىءٍ حَتّى فى شِسعِ نَعلِهِ، فإنَّها مُصيبَةٌ( عمل اليوم والليلة، ابن سنى، ص ١٢٧، ح ٣٥٢؛ تنبيه الغافلين، ص ٢٥٩، ح ٣٤٦؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٢٩٧، ح ٦٦٣٦).