الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٧٨ - بررسى و مقايسه
همين حقيقت كه ترسيم شد، مىتواند لايههاى مختلف تكاملى داشته باشد و فرد هر چه پيش مىرود، بر خلوص معنا و تقويت فضايل بيفزايد.
به نظر مىرسد در نظر سليگمن، مراتبى و تكاملى بودن با درجه اهميت خلط شده است. اين كه درجه اهميت معنا، بيشتر از فضايل و درجه اهميت فضايل، بيشتر از شادىها و لذّتهاست، سخن درستى است؛ امّا در مقام عمل، اين اتفاق رخ نمىدهد. در فرايند تكامل، از همان آغاز بايد همه چيز (شادىها و فضيلتها) معنادار باشند و اين گونه نيست كه در صحنه زندگى، نخست لذّتها اتفاق افتند، سپس فضيلتها و در آخر معنادارى. در حقيقت، اين مفاهيم سهگانه در طول يكديگر قرار ندارند؛ بلكه به نظر مىرسد كه لذّت و فضيلت، در عرض يكديگرند و مىتوانند با هم شكل بگيرند، و معنا نيز مفهومى است كه در هر دو بايد وجود داشته باشد. در مقام عمل، يك انسان هم هيجان دارد و هم بر اساس فضيلتها عمل مىكند و در هر دو حالت بايد معنا وجود داشته باشد. بنا بر اين، حتّى اگر الگوى سه بُعدى سليگمن را بپذيريم، الگوى چينش آنها بدين شكل كه وى ترسيم كرده، نخواهد بود.
خامساً سليگمن از رضامندى به صورت مستقل، سخن به ميان نياورده است؛ بلكه آن را در هيجانات مثبت، آن هم هيجانات مربوط به گذشته قرار داده است. از اين جهت، با نظريه آرگايل، متفاوت است. آرگايل در كتاب روانشناسى شادى تصريح مىكند كه لذّت و شادى، بُعد هيجانى شادكامى هستند و رضامندى، بُعد شناختى آن. بُعد شناختى، در حقيقت به جنبههاى روانى و درونى اشاره دارد و از اين بابت، با بهزيستى روانى ارتباط پيدا مىكند.[٢١٨٣] بنا بر اين، رضامندى را چگونه مىتوان ناديده گرفت و در هيجانات قرار داد؟! البته رضامندى، ممكن است كه بُعد هيجانى هم داشته باشد؛ امّا به هر حال، رضامندى، ماهيتى شناختى دارد. لذا نمىتوان مسئله رضامندى از وضعيت حال زندگى را ناديده گرفت.
سادساً در مداخلات به كار گرفته شده توسط سليگمن و همكاران نيز نكات قابل توجّهى وجود دارد. برنامه نعمتشمارى، مبتنى بر داشتههاى زندگى و توجّه به آنهاست. اين همان چيزى
است كه در مطالعات اسلامى از آن با نام «شكر» و به عنوان «راهبرد دوران خوشايند» ياد كرديم. فضيلت شكر، متوقّف بر نعمتشناسى است و شناخت نعمت، موجب توجّه به داشتههاى زندگى مىگردد و اين، رضامندى و خرسندى را به ارمغان مىآورد. البته در اين مداخله، صحبت از خدا به عنوان «منعِم» به ميان نيامده و اين به جهت رويكرد سكولار در علوم تجربى است.
دو مداخله ديگر، تشكّر از مردم و بخشش است. اين دو عنوان، به دو بُعد از روابط اجتماعى مربوط مىشوند. روابط اجتماعى، يكى از ابعاد زندگى انسان است كه تحت عنوان خوشايند يا
[٢١٨٣]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ٦٣.