الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١٩ - نماز خواندن
در باره امام زين العابدين (ع) نيز نقل شده است كه هر گاه چيزى ايشان را ناراحت مىكرد، بدترين و خشنترين لباسهاى خود را مىپوشيد و در انتهاى شب، دو ركعت نماز مىخواند و در سجده آخر آن، صد بار ذكرهاى سبحان الله، الحمد لله، لا إله إلا الله و الله اكبر را تكرار مىكرد. سپس به گناهان خود اعتراف مىكرد و بعد به دعاكردن مشغول مىشد.[٧٩٣]
اين، سيره و روش معصومان (عليهم السلام) بوده است. راز اقتدار و ايستادگى آن بزرگواران را بايد در اين امور جستجو كرد. به همين جهت، امام صادق (ع) به ديگران نيز توصيه مىكند كه از اين روش استفاده نمايند. ايشان، مردم گرفتار را مورد خطاب قرار مىدهد و مىفرمايد:
ما يَمنَعُ أحَدَكُم إذا دَخَلَ عَليهِ غَمٌّ مِن غُمومِ الدُّنيا، أن يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَدخُلَ مَسجِدَ فَيَركَعَ رَكعَتَينِ يدعُوَ اللهَ فيهِما؟ أما سَمِعتَ اللهَ تعالى يقولُ: (وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ)؟[٧٩٤]
چه چيز مانع مىشود كه هر گاه بر يكى از شما غمى از غمهاى دنيا وارد شد، وضو بگيرد و سپس وارد مسجد شود و دو ركعت نماز بخواند و در آن نماز خدا را بخواند؟ آيا اين سخن خدا را نشنيدهاى كه مىگويد: (و از صبر و نماز، يارى بطلبيد)؟
امّا ما در موقعيتهاى اضطرارى زندگى چگونه عمل مىكنيم؟ عبادت و ارتباط با خداوند متعال افزايش مىيابد يا كاهش؟! بيشتر نماز مىخوانيم و يا آن اندك واجب را هم ترك مىنماييم و در انجام دادن آن، سستى مىكنيم؟ برخى افراد به محض اينكه با مشكلى رو به رو مىشوند، ارتباطشان با خدا ضعيفتر مىگردد و آن حدّاقل ارتباط لازم براى تداوم حيات روحى را نيز از دست مىدهند! اين در حالى است كه در چنين شرايطى، ما به ارتباط بيشتر براى تقويت و تسكين بيشتر نيازمنديم و به همين دليل است كه نه تنها مشكل خود را برطرف نكردهايم، بلكه با كاهش ارتباط، بر اندازه آن افزودهايم و توان عادى خود را نيز تضعيف كردهايم. كسى كه بيمار مىشود، بايد خود را تقويت كند تا توان مبارزه با بيمارى را بيابد. حال اگر كمتر از شرايط عادى، خود را تقويت كند، طبيعى است كه نه تنها توان مبارزه با بيمارى را نمىيابد، بلكه توان معمول خود را نيز از دست مىدهد و ضعيف و ناتوان مىشود.
به جهت نقش و اهمّيت ويژهاى كه نماز در تقويت توان روحى انسان در برابر مشكلات دارد، امام صادق (ع) در دستور العملى چنين مىفرمايد:
اتَّخِذ مَسجِداً فى بَيتِك فَإِذا خِفتَ شَيئاً فَالبَس ثَوبَينِ غَليظَينِ مِن أغلَظِ ثِيابِك وصَلِّ فيهِما
[٧٩٣]. كان على بن الحسين( ع) إذا حَزَنَهُ أمرٌ لَبِسَ ثَوبِين من أغلَظِ ثِيابِهِ وأَخشَنِها، ثُمَّ رَكَعُ فى آخِرِ اللَّيلِ رَكعَتينِ، حتّى إذا كانَ فى آخِرِ سَجدَةٍ مِن سُجُودهِ، سَبَّحَ اللّهَ مِئَةَ تَسبيحَةٍ، وحَمِدَ اللَّه مئةَ مَرَّةَ، وَهَلَّلَ اللَّه مِئَةَ مَرَّ ةٍ، وَكَبَّرَ اللّهَ مِئَةَ مَرَّةٍ، ثُمّ يَعتَرِفُ بِذنوبِهِ كُلِّها ما عَرَفَ مِنها، أقَرَّ له تَبارك وتَعالى به فى سُجُودِهِ، وما لَم يَذكُر مِنها اعتَرَفَ به جُملَةً، ثُمّ يَدعو اللّه عز و جل ويُفضِى بِرُكبَتَيهِ إلى الأرضِ( كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٥٥٨، ح ١٥٤٥). نيز، ر. ك: مكارم الأخلاق، ج ٢، ص ١٣٢، ح ٢٣٤٢.
[٧٩٤]. مجمع البيان، ج ١، ص ٢١٧؛ تفسير العياشى، ج ١، ص ٤٣، ح ٣٩؛ بحار الأنوار، ج ٩١، ص ٣٤١.