الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٣ - الف- خير بودن تقدير
از آنچه گذشت، روشن مىگردد كه خواست خداوند- هر چند ناخوشايند به نظر آيد-، از خواست بشر- هر چند خوشايند به نظر آيد-، بهتر است؛ زيرا خواست خداوند متعال، مبتنى بر خير پنهان، امّا پايدار است و خواست بشر، مبتنى بر خير آشكار و شرّ پنهان و پايدار. پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
اختِيارُ اللهِ لِلعَبدِ ما يسوؤُهُ، خَيرٌ مِنِ اختِيارِهِ لِنَفسِهِ ما يسُرُّهُ.[٥١٥]
اين كه خداوند چيزى را كه براى بنده، ناخوشايند است، برگزيند، بهتر است از اين كه بنده براى خودش چيزى را كه شادمانش مىسازد، برگزيند.
امام صادق (ع) حكايت جالبى را نقل مىكند. ايشان مىفرمايد: بنى اسرائيل نزد موسى (ع) آمدند و از او خواستند كه از خداوند عزّ وجلّ درخواست كند تا هر گاه آنان اراده كردند، آسمان را برايشان بباراند و هر گاه آنان اراده كردند، آن را از باريدنْ باز دارد. موسى (ع) نيز خواسته آنان را از خداوند عزّ وجلّ درخواست نمود. خداوند فرمود: «اى موسى! باشد [پذيرفتم].»
موسى (ع) آنان را باخبر كرد. پس به كشت همه دانهها پرداختند و چيزى را فروگذار نكردند. سپس بر پايه ارادهشان، بارش باران را درخواست نمودند و بر پايه ارادهشان از آن جلوگيرى كردند. در نتيجه، كشتزارهايشان چنان پُربار شد كه محصول آنها همانند كوهها و نيزارها گرديد. سپس درويدند و كوبيدند و باد دادند؛ امّا چيزى به دست نياوردند. پس نزد موسى (ع) فرياد و ناله سر دادند و گفتند: ما از تو درخواست كرديم كه از خدا بخواهى كه هر گاه ما اراده كرديم، آسمان را بر ما بباراند. خدا خواسته ما را پذيرفت و سپس آن را بر ضرر ما گرداند! موسى (ع) گفت: پروردگارا! بنى اسرائيل، از كار تو به فرياد آمدند.
خدا فرمود: «اى موسى! براى چه؟». گفت: از من درخواست كردند كه از تو بخواهم هر گاه آنان اراده كردند، آسمان را ببارانى و هر گاه اراده كردند، آن را از بارش باز دارى. تو هم پذيرفتى؛ امّا آن را به ضررشان گرداندى! خدا فرمود: «اى موسى! من براى بنى اسرائيل، تقدير كرده بودم؛ ولى آنان به مقدّرات من راضى نشدند. پس خواستهشان را پذيرفتم و نتيجهاش اين شد كه ديدى».[٥١٦]
در مباحث آينده، به طور مشخّص، خير بودن تقديرهاى خداوند در هر كدام از ابعاد چهارگانه آن، مورد بحث قرار خواهد گرفت. آنچه اين جا مهم است اين كه اوّلًا خير بودن تقديرهاى خداوند متعال، يكى از اصول اساسى توحيد و از واقعيتهاى حيات انسانى است كه پايه رضامندى را تشكيل مىدهد. ثانياً سؤال مهمى كه مطرح است اين كه: «وجه خير بودن تقديرهاى خداوند متعال چيست؟» كه در بحث بعد به آن مىپردازيم.
[٥١٥]. تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ١١٨.
[٥١٦]. الكافى، ج ٥، ص ٢٦٢، ح ٢؛ بحار الأنوار، ج ١٣، ص ٣٤٠، ح ١٧.