الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٧٧ - ح- تصحيح اندازه گذارى بلا
تفسير صحيح: تصوّر «عبور به خوشايند»
شيوه ديگر در ارزيابى مرگ و زندگى، الگوى «آخرتمدار» است. بر اساس اين الگو، مرگ، پايان زندگى نيست و آخرت، اوج زندگى رؤيايى انسان است. با چنين تفسيرى، انسان، مرگ را ناخوشايند نمىپندارد و نه تنها از آن نگران و هراسان نمىشود، بلكه با اشتياق آن را مىپذيرد و به سوى آن مىشتابد. در همان جريان نگرانى اصحاب امام حسين (ع) از مرگ، امام (ع) با ارائه تفسير واقعى از مرگ، آنان را نيز مقاوم و بردبار ساخت و از فشارهاى روانى، آزاد كرد. ايشان به يارانش فرمود:
صَبراً بَنِى الكرامِ فَمَا المَوتُ إلّا قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكم عَنِ البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إلَى الجَنانِ الواسِعَةِ وَالنَّعيمِ الدّائِمَةِ. فَأَيكم يكرَهُ أن ينتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ؟! وما هُوَ لِأَعدائِكم إلّا كمَن ينتَقِلُ مِن قَصرٍ إلى سِجنٍ وعَذابٍ. إنَّ أبى حَدَّثَنى عَن رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله: أنَّ الدُّنيا سِجنُ المُؤمِنِ وجَنَّةُ الكافِرِ، والمَوتُ جِسرُ هؤُلاءِ إلى جَنّاتِهِم، وجِسرُ هؤُلاءِ إلى جَحيمِهِم، ما كذَبتُ ولا كذِبتُ.[١٣٦١]
بردبار باشيد اى بزرگزادگان؛ كه مرگ، چيزى نيست جز پلى كه شما را از ناراحتى و سختى، به باغهاى پهناور و نعمتهاى هميشگى منتقل مىسازد. پس كدام يك از شما دوست ندارد كه از زندان، به قصر منتقل شود؟! و مرگ براى دشمنان شما چيزى نيست مگر همانند كسى كه از قصر، به زندان و شكنجه، منتقل مىشود. پدرم از پيامبر خدا برايم حديث كرد كه: «دنيا، زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ، پل آنان به سوى بهشتشان و پل اينان به سوى دوزخشان است. هرگز دروغ نگفتهام و به من، دروغ گفته نشده است».
از لابه لاى اين كلام، هم ناخرسندى آنان به دست مىآيد و هم نابردبارىشان كه ريشه در تفسير نادرست از مرگ دارد. امام حسين (ع) با درك اين مطلب، نگرش يارانش به مرگ و ارزيابى آنان از كشته شدن را تصحيح كرد و بدين وسيله، آنان نيز دليرانه جنگيدند و به شهادت رسيدند.
ح- تصحيح اندازهگذارى بلا
يكى از مسائل مهم در موضوع مصيبت، اندازه آن است. «مصيبتِ بزرگ»، غير قابل تحمّل مىنمايد و «مصيبتِ كوچك»، قابل تحمّل. بنا بر اين، اين كه ما چه اندازهاى براى بلاها قائل باشيم، نقش مهمّى در كاهش يا افزايش فشار روانى دارد كه در ادامه، آن را مورد بحث قرار مىدهيم.
[١٣٦١]. معانى الأخبار، ص ٢٨٨؛ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٩٧.