الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥٠ - سه واژه غبن
اين با همان چيزى كه در تعريف سعادت گذشت- كه فرجام سعادت و شادكامى بايد سعادت جاويدان اخروى باشد-، هماهنگ است. كسانى كه دچار خودزيانى شوند، اين را از دست مىدهند؛ امّا هر كه مال و ثروت از دست دهد، الزاماً به اين نقطه شقاوت نمىرسد.
واقعيت اين است كه فراوانى دنيا به كاستى آخرت و كاستى دنيا به فراوانى آخرت منجر مىشود. اين از قوانين زندگى دنياست. بنا بر اين، دو الگو در اين باره خواهيم داشت: يكى «سود دنيا- زيان آخرت» كه سود دنيا، زيان آخرت را به دنبال دارد و ديگرى- «زيان دنيا- سود آخرت» كه زيان دنيا، سود آخرت را به دنبال دارد. اكنون بايد ديد كداميك از اين دو الگوى سود و زيان، مناسبتر و پُرفايدهتر است. اگر در داورى، پايانپذيرى دنيا لذّت اندك آن را و همچنين جاودانگى آخرت و لذّت بىبديل آن را مورد توجّه قرار دهيم، بىترديد، سود آخرت و نقصان دنيا را خواهيم پذيرفت؛ چون زيان واقعى، از دست دادن آخرت است. امام على (ع) با مقايسه اين دو الگو، بر برتر بودن الگوى «زيان دنيا- سود آخرت» تأكيد مىكند و مىفرمايد:
اعلَموا أنَّ ما نَقَصَ مِنَ الدُّنيا وزادَ فِى الآخِرَةِ خَيرٌ مِمّا نَقَصَ مِنَ الآخِرَةِ وزادَ فِى الدُّنيا، فَكم مِن مَنقوصٍ رابحٍ ومَزيدٍ خاسِرٍ.[١٢٨٣]
بدانيد كه آنچه از دنيا مىكاهد و به آخرت مىافزايد، بهتر است از آنچه از آخرت مىكاهد و به دنيا مىافزايد؛ زيرا چه بسيار اندكى كه سود مىكند و افزونى كه زيان مىرسانَد!
قاعده «كاستى سودآور» و «فراوانى زيانآور» از قواعد مهمّ زندگى دنياست كه در ارزيابى سود و زيان بايد مورد توجّه قرار گيرد. بايد دانست كه هر ناخوشايندى موجب زيان نيست و هر خوشايندى موجب سود نيست.
سه. واژه غبن
غَبن، به معناى زيان است. بديهى است كسى كه زيان كند، ناراضى خواهد بود و كسى كه سود كند، راضى خواهد بود. اين دو موضوع در ادبيات دين، با عنوان «غبن/ زيان، بازنده» و «غبطه/ خوشبخت، برنده» بيان شده است. آنچه به اين بحث مربوط مىشود، واژه غبن است. با توجّه به اثرى كه غبن در رضامندى دارد، بايد معنا و مصاديق آن را شناخت. در روايات، غبن (زيان، باخت)
[١٢٨٣]. نهج البلاغة، خطبه ١١٤.
امام على( ع): رُبَّ رابِحٍ خاسِرٌ( غرر الحكم، ح ٥٢٧٥؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٢٦٦، ح ٤٨٦٢).
رُبَّ رَباحٍ يَؤولُ إلَى خُسرانٍ( غرر الحكم، ح ٥٣٠٨).
كُلُّ ارباحِ الدُّنيا خُسرانٌ( غرر الحكم، ح ٦٨٥٨؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٣٧٥، ح ٦٣٣٤).
الدُّنيا سُوقُ الخُسرانِ( غرر الحكم، ح ٣٩٦؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١٨، ح ١٨).
الدُّنيا خُسرانٌ( غرر الحكم، ح ١٩٩).