الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥١ - واكنش هاى مثبت
در معناى عام خود، راضى بودن از تشريعهاى خداوند متعال (قضاى تشريعى) به طور كلى است؛ امّا از آنجا كه قضاى تشريعى، به دو بخش بايد و نبايد تقسيم مىشود، رضامندى نيز به دو بخش رغبت و كراهت تقسيم مىگردد. بر اساس برخى روايات، روح، داراى پنج مرتبه است: «روح الحياة، روح الشهوة، روح القوّة، روح الإيمان و روح القُدُس». انسانها نيز به سه گروه طبقهبندى مىشوند: «السابقون، أصحاب الميمنة و أصحاب المشئمة». معيار طبقهبندى نيز ميزان بهرهمندى افراد از مراتب روح است. اصحاب المشئمة، از سه مرتبه نخست برخوردارند؛ اصحاب الميمنة، از روح الايمان نيز برخوردارند؛ السابقون، تمام مراتب روح را دارا هستند.[١٧٩]
آنچه به بحث ما مربوط مىشود، ويژگى روح الشهوة است. ويژگى روح الشهوة، خواستن و تمايل پيدا كردن است. البته انسان به هر چه گرايش پيدا كند، از ضدّ آن گريزان مىشود. لذا رغبت و كراهت، گرايش و گريز، محبّت و نفرت، و مانند آن را بايد با هم در نظر گرفت. امام صادق (ع) در باره كاركرد اين بُعد از روح در گروه السابقون مىفرمايد:
و جعل فيهِمُ رُوحَ الشَّهوَةِ فَبِهِ اشتَهَوا طاعَةَ اللهِ عزّ وجلّ وكَرِهُوا مَعصِيَتَهُ.[١٨٠]
در همين روايت، در باره اصحاب الميمنة نيز چنين آمده است:
وَجَعَلَ فيهِم رُوحَ الشَّهوَة فَبِهِ اشتَهَوا طاعَةَ اللهِ.[١٨١]
بنا بر اين، رغبت و كراهت نسبت به طاعت و معصيت، از ويژگىهاى انسانهاى در مسير است. در طرف مقابل، رغبت به معصيت و كراهت از طاعت قرار دارد كه مربوط به گروه سوم و گاه، گروه دوم است. روح الشهوة كسانى كه كاملًا اهل گناهاند (أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ) و كسانى كه گاهى دچار گناه مىشوند (فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ)، نسبت به گناه، رغبت و نسبت به معصيت، كراهت دارد. امام على (ع) در باره حالت گناه اهل ايمان مىفرمايد:
ويُزَيّنُ لَهُ رُوحُ الشَّهوَةِ.[١٨٢]
روح شهوت، گناه را براى او تزيين مىكند.
در اين حالت، گناه، زيبا و خواستنى جلوه مىكند كه به كاركرد اصلى روح الشهوة مربوط است.
در باب خداشناسى، روايتى از امام صادق (ع) نقل شده كه ايشان، آفرينش شناخت (معرفت) و انكار (جحود) را كار خداوند مىداند و كسب اختيارى هر كدام را كار انسان. سپس ايشان توضيح
[١٧٩]. براى مطالعه بيشتر، ر. ك: اخلاقپژوهى حديثى، ص ٨ به بعد.
[١٨٠]. الكافى، ج ١، ص ٢٧١، ح ١.
[١٨١]. همان جا.
[١٨٢]. همان، ج ٢، ص ٢٨١، ح ١٦.