الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٧ - ب- الگوى «فَرَح- كُفران»
پروردگارم بازگردانده شوم، حتماً [منزلتى] خوشتر نزد او برايم خواهد بود. پس بدون شك، كافران را از آنچه انجام دادهاند، آگاه مىكنيم و حتماً به آنان عذابى سخت مىچشانيم).
معناى كلّى اين آيات، آن است كه انسان، به خودش مغرور است. وقتى شرّى به او مىرسد كه از دفعش عاجز مىماند، از هر خيرى، مأيوس مىگردد و به دعا و درخواست و توجّه به پروردگارش متوسّل مىشود. اگر خيرى نيز به او برسد، به آن خير، سرگرم مىشود، و به خودبينى و خودپسندى دچار مىگردد و همان خير، هر حقّ و حقيقتى را از ياد او مىبَرَد.[٥٥٨]
امّا در آيه نخست، قرآن كريم، ريشه نااميدى انسان را در زيادهخواهى و راحتطلبى انسان مىداند. علّامه طباطبايى در اين باره معتقد است كه: معناى آيه اين است كه: انسان، از طلب خير، خسته نمىشود، هر چه را كه براى زندگىاش نافع ببيند، در طلبش بر مىخيزد، و اگر شرّى به او برسد، بيش از اندازه دچار نوميدى و يأس مىگردد؛ چون مىبيند اسبابى را كه به آنها تكيه داشت، همه از كار افتادهاند.[٥٥٩]
امّا در آيه دوم، ريشه فَرَح را خودخواهى و احساس مالكيت معرفى مىكند. علّامه طباطبايى، عبارت (لَيقُولَنَّ هذا لِى) را اين گونه تفسير مىكند:
يعنى مىگويد: خود، مالك اين خير هستم، و به همين جهت، اختيار آن را دارم كه هر كارى بخواهم با آن بكنم، و هر جور كه بخواهم در آن تصرّف نمايم و احدى حق ندارد مرا از هيچ جهت از آن منع كند، و يا بر سر كارى از كارهايم از من حساب بكشد ... بنا بر اين، معناى آيه چنين مىشود: سوگند مىخورم بر اين كه اگر به انسان از ناحيه خود رحمتى بچشانيم، رحمتى كه از ناحيه ماست، و او نه مالك آن است و نه استحقاقش را دارد (براى اين كه من اين رحمت را بعد از ضرّايى كه به او رسيده بود، چشاندم، و او بايد بفهمد كه مالك و مستحقّ آن خير و رحمت نيست؛ زيرا اگر بود، از اوّل مىبود، و ديگر لحظهاى پيش دچار ضرّا نمىشد). مىگويد: (هذا لى؛ اين خير، از آن من است)، بدين جهت كه حال و روز سابقش را فراموش كرده است.[٥٦٠]
ب- الگوى «فَرَح- كُفران»
شكل واكنش برخى ديگر از افراد، «فَرَح- كفران» است كه با الگوى پيشين، تفاوتى دارد. در آيهاى، چنين آمده است:
[٥٥٨]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٧، ص ٦١٠.
[٥٥٩]. همان، ص ٦١٠.
[٥٦٠]. همان، ص ٦١٠.