الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٣١ - بررسى و مقايسه
زندگى است و از آن جا كه شرايط زندگى، ممكن است كوتاهمدّت و متغير يا به طور نسبى، پايدار باشد، پژوهشگران، هم بهزيستى روانى لحظهاى و هم بهزيستى روانى طولانىمدّت را مورد مطالعه قرار دادند. در اين بررسىها سطوح لحظهاى خُلق تا حدودى نوسان دارند كه شگفتآور نيست؛ امّا حالات عاطفى در بسيارى از موقعيتها تقريباً يكسان است كه نمايانگر الگوهاى ثابت فردى است.
نتايج پژوهشهاى انجام شده سبب شد تا برخى نظريهپردازان پيشنهاد كنند كه اگر چه وقايع زندگى مىتوانند بر بهزيستى روانى اثرگذار باشند؛ امّا افراد، نهايتاً با اين تغييرات سازگارى پيدا مىكنند و به «نقاط آغازين»[١٩٤٠] يا «سطوح سازگارى»[١٩٤١] اى كه به لحاظ زيستى دارند، باز مىگردند. براى مثال، دينر، سندويك،[١٩٤٢] سيدليتر[١٩٤٣] و دينر دريافتند كه ثبات در بين بهزيستى روانى در بين افرادى كه درآمد آنها در ده سال گذشته، بالا و پايين شده، يا ثابت مانده، قابل مقايسه است. به طور مشابه، كاستا،[١٩٤٤] مك كرا[١٩٤٥] و زاندرمن[١٩٤٦] گزارش كردهاند كه افرادى كه در شرايط باثبات زندگى كردهاند، لزوماً بيشتر از ديگر افرادى كه تغييرات اساسى در زندگى را تجربه كردهاند، ثبات ندارند. دليل ثبات و انسجام بهزيستى روانى آن است كه داراى مؤلّفههاى ژنتيكى قابل توجّهى است؛ به طورى كه برخى افراد تا حدّى نسبت به شاد بودن يا نبودن، مستعد هستند.[١٩٤٧] بنا بر اين، طبق نظريه استعداد ژنتيك، «خُلق ثابت» افراد، تنها جزء شادكامى است. لذا برخوردارى از خُلق مثبت، عامل شادكامى است، هر چند بخش عمده و اساسى آن، اكتسابى نيست.
- بررسى و مقايسه
در اين باره مىتوان گفت كه هر چند تأثير مسائل ژنتيكى را نمىتوان انكار نمود و شايد شواهدى از متون دينى نيز بر آن بتوان يافت، با اين حال، نمىتوان نقش تلاش و فعّاليت فرد را ناديده گرفت. اگر اين نظريه، را به همين شكل بپذيريم، بدين معناست كه هيچ تغييرى در افراد نمىتوان پديد آورد و اراده آنان هيچ نقشى در شادكامى ندارد. اين در حالى است كه نظريههاى ديگر و همچنين متون دينى، اين مسئله را برنمىتابند. همان گونه كه گذشت، در متون دينى، الگويى
[١٩٤٠].Set Poient .
[١٩٤١].Adaptation levels .
[١٩٤٢].Sandvik .
[١٩٤٣].Seidlitz .
[١٩٤٤].Costa .
[١٩٤٥].McCrae .
[١٩٤٦].Zanderman .
[١٩٤٧].Diener .,Lucas .,Oishi .(٢٠٠٢ ).