الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٧٠ - دعاى عرفه
٦. و در گهواره كه كودكى ناتوان بودم، مرا نگهداشتى و از شير مادر، غذايى گوارا روزىام كردى ...
٧. و دلهاى دايگان را بر من مهربان ساختى ...
٨. مادران مهربان را براى محافظتم از آسيب جن و شيطان بر گماشتى ...
٩. و خلقتم را از عيب و نقصان پيراستى به هر حال، بسى بلندمرتبه خداى مهربانى ...
١٠. پس آن گاه كه زبانم به سخن گشودى و نعمت بىحَدّت را بر من تمام كردى و در هر سال به تربيتت فزونتر شدم ...
١١. و خلقتم مقام كمال يافت و قواى جسم و جانم به حدّ اعتدال رسيد. پس حجّت را بر من الزام نمودى و معرفت خود را به قلبم الهام فرمودى ...
١٢. و مرا بيدار و هشيار كردى تا در آسمان و زمين بدايع مخلوقاتت را مشاهده كنم ...
١٣. و مرا به ياد خود و شكر نعمتهاى بىحدّ خويش يادآور ساختى ...
١٤. و طاعت و عبادتت را بر من فرض نمودى و فهم علوم و حقايقى كه پيمبرانت به وحى آوردند، به من عطا فرمودى ...
١٥. و روح بزرگ مرا براى فهم، پذيرفتن عطا كردى و با سعه صدر، يافتن مقام رضا و تسليم را بر من آسان كردى و در تمام اين مرحمتها بر من به اعانت و لطف خود منّت گذاردى.
١٦. سپس كه مرا از بهترين خاك بيافريدى و براى آسايش من به يك نوع نعمت راضى نشدى، بلكه به انواع نعمتهاى بيشمار مرا متنعّم ساختى،
١٧. و به هر گونه خوراك و لباس و اثاث زندگى برخوردارم كردى و همه، صرف لطف بىحد و احسان نامتناهى تو بود.
١٨. و چون هر گونه نعمت را بر من تمام كردى و هر گونه رنج و بلا را از من برطرف نمودى، باز جهل و بىباكى من، مانع از اين لطف بزرگ تو نشد كه دلالتم كنى و با رفع هر چه سبب خشم و غضب توست، مرا در رسيدن به مقام قرب خود موفّق سازى.
١٩. و با همه بيباكى و گناه، باز هر وقت تو را خواندم، اجابت كردى و چون از تو درخواستى كردم، عطا فرمودى و اگر تو را اطاعت كردم، پاداش كامل دادى،
٢٠. و اگر شكرت را به جاى آوردم، بر نعمتم افزودى. همه اين لطفها را فرمودى تا نعمت و احسانت را بر من به حدّ كمال رسانم:
فَسُبْحَانَك سُبْحَانَك مِنْ مُبْدِئٍ مُعِيدٍ حَمِيدٍ مَجِيدٍ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُك وَ عَظُمَتْ آلَاؤُك فَأَى (فَأَى) نِعَمِك يا إِلَهِى أُحْصِى عَدَداً وَ ذِكراً أَمْ أَى عَطَاياك أَقُومُ بِهَا شُكرا وَ هِى يا رَبِّ أَكثَرُ (أَكبَرُ) مِنْ أَنْ يحْصِيهَا الْعَادُّونَ أَوْ يبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحَافِظُونَ.