الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٥٧ - شيوه درست ديندارى نرم
شيوه درست: ديندارى نرم
يكى از مسائلى كه در روايات، مورد توجّه قرار گرفته، آسان گرفتن دين و پرهيز از سختگيرىهاى خارج از دين است. از آن جا كه دين، راحت و آسان است و مطابق توان انسان تنظيم شده است، اگر دينداران به آن همان گونه كه هست عمل كنند، دچار زحمت و سختى غير معقول نمىشوند. پيامبر خدا (ص) دوستداشتنىترين،[١٦٥٢] برترين[١٦٥٣] و بهترين ديندارى نزد خداوند[١٦٥٤] را ديندارى سهل و آسان- همانند خود دين- دانسته و خود را مبعوث به شريعت سهل و آسان معرفى نموده، سهلگيرى مطابق خودِ دين را سنّت خود بيان نموده و از مردم مىخواهد تا با سنّت ايشان مخالفت نكنند.[١٦٥٥] ايشان در سخنان خود تأكيد دارد كه دينْ آسان است و هر كس آن را سخت بگيرد، شكست خواهد خورد.[١٦٥٦]
بريده اسلمى نقل مىكند: روزى براى كارى بيرون آمدم كه پيامبر اكرم (ص) را در جلوى خود، در حال قدم زدن ديدم. ايشان دست مرا گرفت و با هم حركت مىكرديم تا اين كه به مردى رسيديم كه نماز مىخواند و زياد ركوع و سجده به جاى مىآورد. پيامبر (ص) فرمود: «آيا گمان مىكنى كه او ريا مىكند؟». من گفتم: خدا و فرستادهاش بهتر مىدانند. پيامبر (ص) دست مرا رها كرد. سپس در حالى كه دو دست خود را پايين و بالا مىبُرد، فرمود: «بر شما باد به روش معتدل و ميانه! بر شما باد به روش معتدل و ميانه! بر شما باد به روش معتدل و ميانه؛ كه هر كس آن را سخت گيرد، بر او غلبه خواهد كرد».[١٦٥٧]
محِج بن ادرع در جريان مشابهى نقل مىكند كه پيامبر خدا (ص) در باره فردى كه زياد نماز مىخواند فرمود: «خداوند براى اين امّت، آسانى را اراده كرده و سختى را از آنان نخواسته است».[١٦٥٨]
[١٦٥٢]. پيامبر خدا( ص): أحَبُّ الأديانِ إلَى اللهِ الحَنِيفِيَّةُ السَّمحَةُ( اسد الغابة، ج ١، ص ٧٢). نيز، ر. ك: مسند ابن حنبل، ج ١، ص ٢٣٦؛ الدر المنثور، ج ١، ص ١٩٣؛ الفردوس، ج ٢، ص ٢٢١، ح ٣٠٧٥؛ تفسير القرطبى، ج ٢، ص ٣٠١؛ كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ١٠، ح ١٦.
[١٦٥٣]. پيامبر خدا( ص): أفضَلُ الإسلامِ الحَنِيفِيَّةُ السَّمحَةُ( كنز العمّال، ص ٢٧٤).
[١٦٥٤]. پيامبر خدا( ص): ... وإنَّ خَيرُ الدّينِ عِندَ اللهِ الحَنِيفِيَّةُ السَّمحَةُ( الطبقات الكبرى، ج ٣، ص ٣٩٥).
[١٦٥٥]. پيامبر خدا( ص): بُعِثتُ بِالحَنيفِيَّةِ السَّمَحةِ- أو السَهلَةِ- ومَن خالَفَ سُنَّتى فَليسَ مِنّى( تاريخ بغداد، ج ٧، ص ٢٠٧؛ الجامع الصغير، ج ١، ص ٤٨٦، ح ٣١٥٠).
[١٦٥٦]. پيامبر خدا( ص): إنَّ الَّذينَ يُسرٌ ولَن يُشادَّ الدّيَنِ أحَدٌ إلّا غَلَبَهُ فَسَدَّدوا وقارِبوا وأبشِروا واستَعينوا بِالغُدوَةِ والرَّوحَةِ وشَىءٌ مِن الدَّلجَةِ( صحيح البخارى، ج ١، ص ٢٨، ح ٣٨؛ شعب الإيمان، ج ٣، ص ١٨). نيز، ر. ك: عوالى اللآلى، ص ٦٩، ح ١٢ و ص ٣٨١ ح ٤؛ الجامع الصغير، ج ١، ص ٦٦١، ح ٤٣٠١.
[١٦٥٧]. بريدة الأسلمى: خَرَجتُ ذاتَ يَومٍ لِحاجَةٍ فَإذا أنا بِالنَّبىّ- عليه الصلاة والسلام- يَمشى بَينَ يَدَىَّ، فَأخَذَ بيَدى، فَانطَلَقنا نَمشى جَميعاً، فَإذا نَحنُ بَينَ أيدينا بِرَجُلٍ يُصَلّى يُكثِرُ الرُّكوعَ والسُّجودَ، فَقالَ النَّبىُّ( ص): أتَراهُ يُرائى، فَقُلتُ: اللهُ ورَسولُهُ أعلَمُ، فَتَرَكَ يَدى مِن يَدِهِ، ثُمَّ جَمَعَ بَينَ يَدَيهِ فَجَعَلَ يُصَوّبُهُما ويَرفَعُهُما ويَقولُ: عَليكُم هَدياً قاصِداً عَلَيكُم هَدياً قاصِداً، عَلَيكُم هَدياً قاصِداً، فَإنِّهُ مَن يُشّادُّ هَذا الدّينَ يَغلِبهُ( مسند ابن حنبل، ج ٥، ص ٣٥١ وص ٣٦١).
[١٦٥٨]. محجن بن الأدرع: إنَّ رَسولَ للهِ( ص) رَأى رَجُلًا يُصَلّى فَتَرآهُ ببَصَرِهِ ساعَةً فَقالَ أتَراهُ يُصَلّى صادِقاً قُلتُ يا رَسولَ اللهِ ذا أكثَرُ أهلِ المَدينَةِ صَلاةً فَقالَ لا تُسمِعُهُ فَتُهلِكُه وقالَ: إنَّ اللهَ إنّما أرادَ بِهَذِهِ الامَّةِ اليُسرَ ولا يُرِد بِهِم العُسرَ( الدر المنثور، ج ١، ص ١٩٢).