الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢٤ - دو ايمان و «رغبت و كراهت»
بر همين اساس، وقتى خداوند، آدم را به زمين فرو فرستاد، آدم رو به روى كعبه ايستاد و دو ركعت نماز به جا آورد. آن گاه خداوند، اين دعا را به او الهام فرمود:
اللّهُمَّ إنّى أسأَلُك إيمانا يباشِرُ قَلبى، ويقينا صادِقا حَتّى أعلَمَ أنَّهُ لا يصيبُنى إلّا ما كتَبتَ لى، ورِضا بِما قَسَمتَ لى.[٤٧٣]
خدايا! از تو ايمانى قلبى مىخواهم، و يقينى صادقانه- تا بدانم جز آنچه برايم مقرّر داشتهاى، به من نمىرسد- و [نيز] خشنودىاى به آنچه برايم تقسيم كردهاى.
بنا بر اين، آگاهى از اين حقيقت، موجب رضامندى از قضاى الهى مىشود. به همين جهت، امام صادق (ع) نقل مىكند كه در جريانى موسى (ع) پس از آگاهى از حكمت تفاوت قضاى الهى، فرمود:
يا رَبِّ حَقٌّ لِمَن عَرَفَك أن يرضى بِما صَنَعتَ.[٤٧٤]
پروردگارا! شايسته است آن كه تو را مىشناسد، به كار تو خشنود باشد.
اگر ايمان و يقين واقعى به خداوند وجود داشته باشد، رضامندى از خدا نيز به وجود مىآيد و همين امر، موجب شكر در خوشايند و صبر در ناخوشايند مىگردد.
دو. ايمان و «رغبت و كراهت»
در بخش ديگرى از روايات، رابطه ايمان با مؤلّفههاى رضا در بُعد تشريع مطرح شده است. پيامبر خدا (ص) تصريح مىكند: كسى مؤمن است كه طاعت، او را خرسند، و معصيت، وى را ناخرسند سازد[٤٧٥] و خود نيز از خداوند مىخواهد كه چنين حالتى داشته باشد.[٤٧٦]
حكمت خداوند متعال اقتضا مىكند كه هيچ دستورى بىدليل و بدون فايده نباشد. امام رضا (ع) به فضل بن شاذان مىفرمايد:
إن سَألَ سائلٌ فقالَ: أخبِرْنى: هَل يجوزُ أن يكلِّفَ الحَكيمُ عَبدَهُ فِعلًا مِنَ الأفاعِيلِ لِغَيرِ عِلّةٍ و
لا مَعنى؟ قيلَ لَهُ: لا يجوزُ ذلك؛ لأنّهُ حَكيمٌ غَيرُ عابِثٍ و لا جاهِلٍ.[٤٧٧]
[٤٧٣]. المعجم الأوسط، ج ٦، ص ١١٧، ح ٥٩٧٤؛ تاريخ دمشق، ج ٧، ص ٤٢٨، ح ٢٠٣٨.
[٤٧٤]. مشكاة الأنوار، ص ٥٠٢، ح ١٦٨٢؛ بحار الأنوار، ج ١٣، ص ٣٤٩، ح ٣٨.
[٤٧٥]. پيامبر خدا( ص): مَن سَرَّتهُ حَسَنَتُهُ وساءَتهُ سَيئَتُهُ فَهُوَ مُؤمِنٌ( الخصال، ص ٤٧ ح ٤٩؛ الكافى، ج ٢، ص ٢٣٢، ح ٦؛ مسند ابن حنبل، ج ١، ص ٥٠، ح ١١٤ و ج ٧، ص ١٣٨، ح ١٩٥٨٢). نيز، ر. ك: التاريخ الكبير، ج ٤ ص ١٥٥، رقم ٢٣٠٦؛ تاريخ دمشق، ج ٢٠، ص ١٠٣، ح ٤٦١٧؛ المستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ٥٨، ح ٣٢ و ص ١٢١، ح ١٧٧.
[٤٧٦]. سنن ابن ماجة عن عائشة: إنَّ النَّبِى( ص) كانَ يقولُ: اللهمَّ اجعَلنى مِنَ الَّذينَ إذا أحسَنُوا استَبشَروا وإذا أساؤُوا استَغفَروا( سنن ابن ماجة، ج ٢، ص ١٢٥٥، ح ٣٨٢٠؛ الدعاء، طبرانى، ص ٤١٤، ح ١٤٠١؛ مسندابى يعلى، ج ٤، ص ٢٨٤، ح ٤٤٥٥).
[٤٧٧]. بحار الأنوار، ج ٦، ص ٥٨، ح ١.