الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٨ - مشروط بودن خيرِ مقدّرِ تكوينى
- مشروط بودن خيرِ مقدّرِ تكوينى
در برخى روايات، به قضاى الهى، در هر دو بُعد خوشايند و ناخوشايند آن تصريح شده و از صبر و شكر، به عنوان عوامل ثمرِ خير داشتن قضاى الهى، ياد شده است. پيامبر خدا (ص) از وضع مؤمن، اظهار شگفتى كرده و در توضيح آن فرموده است:
عَجَبا لِأَمرِ المُؤمِنِ، إنَّ أمرَهُ كلَّهُ خَيرٌ، ولَيسَ ذاك لِأَحَدٍ إلّا لِلمُؤمِنِ، إن أصابَتهُ سَرّاءُ شَكرَ فَكانَ خَيرا لَهُ، وإن أصابَتهُ ضَرّاءُ صَبَرَ فَكانَ خَيرا لَهُ.[٥٢٦]
شگفتا [از حكم خداوند] در باره كار مؤمن، كه همه كارهاى او خير است و اين، براى كسى جز مؤمن نيست. اگر ناز و نعمت نصيبش گردد، سپاس مىگزارد كه براى او خير است، و اگر سختى گريبانگيرش شود، شكيبايى مىورزد، كه باز هم براى او خير است.
در حديث ديگرى- كه ابن حنبل از صهيب نقل مىكند- از شگفتى پيامبر خدا (ص)، بر همين مسئله تأكيد شده است.[٥٢٧] در حقيقت، خير بودن قضاى الهى براى مؤمن، به دليل آن است كه در همه حال، راضى است، حتّى اگر جان او را بستانند.[٥٢٨]
در بخش ديگرى از روايات تصريح شده است كه اثربخشى مال، وقتى است كه مورد شكر قرار گيرد. اين، نكته مهمّى در رضامندى است. اگر مال وجود داشته باشد، امّا تأثيرى نداشته باشد، بود و نبودش يكسان است. بنا بر اين، وجود مال و دارايى، وقتى ثمربخش است كه دارنده آن به مرحله سپاسگزارى رسيده باشد. امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
إنَّ الَّذينَ اعطُوا المَالَ ثُمَّ لَميَشكُروا لا مَال لَهُمْ.[٥٢٩]
بىترديد، كسانى كه مالى به آنان داده شده، ولى شكر نكردهاند، در حقيقت، مال ندارند.
در روايت ديگرى از ايشان چنين اموالى مايه گرفتارى دانسته شدهاند:
[٥٢٦]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢٩٥، ح ٦٤؛ مسند ابن حنبل، ج ٦، ص ٥٠٥، ح ١٨٩٦١؛ صحيح ابن حبّان، ج ٧، ص ١٥٥، ح ٢٨٩٦. نيز، ر. ك: المعجم الأوسط، ج ٤، ص ١٥٣، ح ٣٨٤٩؛ كنز العمّال، ج ١، ص ١٤٥، ح ٧١٠.
در روايت ديگرى از صهيب، پيامبر خدا( ص) مىفرمايد: المُؤمِنُ كلٌّ لَهُ فيهِ خَيرٌ، ولَيسَ ذاك لِأَحَدٍ إلّا لِلمُؤمِنِ، إن أصابَهُ سَرّاءُ فَشَكرَ اللهَ فَلَهُ أجرٌ، وإن أصابَهُ ضَرّاءُ فَصَبَرَ فَلَهُ أجرٌ، فَكلُّ قَضاءِ اللهِ لِلمُسلِمينَ خَيرٌ( السنن الكبرى، ج ٣، ص ٥٢٦، ح ٦٥٥٤؛ المعجم الكبير، ج ٨، ص ٤٠، ح ٧٣١٦؛ كنز العمّال، ج ١، ص ١٥٨، ح ٧٨٨).
[٥٢٧]. مسند ابن حنبل عن صهيب: بَينا رسول الله( ص) قاعِدٌ مَعَ أصحابِهِ إذ ضَحِك فَقالَ: ألا تَسأَلُونِّى مِمَّ أضحَك؟ قالوا: يا رسول الله، ومِمَّ تَضحَك؟ قالَ: عَجِبتُ لِأَمرِ المُؤمِنِ، إنَّ أمرَهُ كلَّهُ خَيرٌ، إن أصابَهُ ما يحِبُّ، حَمِدَ اللهَ وكانَ لَهُ خَيرٌ، وإن أصابَهُ ما يكرَهُ، فَصَبَرَ كانَ لَهُ خَيرٌ، ولَيسَ كلُّ أحَدٍ أمرُهُ كلُّهُ لَهُ خَيرٌ، إلَا المُؤمِنُ( مسند ابن حنبل، ج ٩، ص ٢٤١، ح ٢٣٩٨٥).
[٥٢٨]. پيامبر خدا( ص): المُؤمِنُ بِخَيرٍ عَلى كلِّ حالٍ، تُنزَعُ نَفسُهُ مِن بَينِ جَنبَيهِ وهُوَ يحمَدُ الله( سنن النسائى، ج ٤، ص ١٢؛ مسند ابن حنبل، ج ١، ص ٦٣٦، ح ٢٧٠٤؛ كنز العمّال، ج ١، ص ١٤٢، ح ٦٨٢).
[٥٢٩]. الكافى، ج ٨، ص ٨١، ح ٥.