الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٣٢ - يك نظريه هيجان هاى مثبت
خاص براى شادكامى وجود دارد و توصيههاى فراوانى براى تحقّق شادكامى شده كه محور همه آنها تلاش فرد و تغييراتى است كه وى بايد به وجود آورد و البته بنيان اينها نيز بر نظريه توحيد قرار داده شده است. طبق اين الگو، افراد مىتوانند با تنظيم احساس، شناخت و رفتار خود بر اساس توحيد، شادكامى را تحقّق بخشند. البته احتمالًا در ميزان شادكامى افرادى كه خُلق ثابت دارند با كسانى كه از آن محروم اند، تفاوتهايى وجود داشته باشد. بنا بر اين، هر چند نقش خُلق ثابت را نمىتوان انكار نمود؛ امّا نمىتوان اين نظريه، را به عنوان تنها تبيين كننده شادكامى پذيرفت. در باره اندازه تأثير آن بايد بررسىهاى بيشترى توسط متخصّصان صورت گيرد. شايد نظريه «شادكامى پايدارِ»[١٩٤٨] سونيا لوبوميرسكى[١٩٤٩] به همين مطلب پرداخته باشد.
ج- نظريههاى جديد
سليگمن و رويزمن،[١٩٥٠] با بررسى ديدگاههاى گوناگون، از نظريههاى لذّتگرايى، خواسته (نياز) و فهرست اهداف، به عنوان سه نظريه سنّتى شادكامى نام بردهاند. پترسون در كتاب مقدّمات روانشناسى مثبتگرا اين سه نظريه، را معرفى كرده و درباره هر كدام توضيحاتى ارائه داده است.[١٩٥١] آنها نظريههاى ديگر را نظريههاى جديد مىدانند.
يك. نظريه هيجانهاى مثبت
اين نظريه، مبتنى بر اين يافته شهودى[١٩٥٢] پژوهشگران است كه وقتى افراد، هيجانات مثبت (مانند: لذّت، آرامش،[١٩٥٣] شگفتى[١٩٥٤] و عشق) را تجربه مىكنند، در معرض هيجانهاى منفى (مانند: ترس، اضطراب و افسردگى) قرار ندارند. بنا بر اين، دريافتند كه توازن كلّى ميان هيجانهاى مثبت و منفى
افراد، پيشبينى كننده احساس بهزيستن[١٩٥٥] آنان است. بنا بر اين يافته، كهنمن اظهار كرد كه شادى عينى با رديابى احساسهاى زودگذرِ خوب و بد افراد، قابل اندازهگيرى است. طبق اين ديدگاه، هيجانهاى مثبت، صرفاً نشان دهنده بهزيستى هستند. البته فردريكسون، اين انحصار را نپذيرفت و اشكالاتى بر آن وارد ساخت و بر اساس نظريه خود يعنى «ساخت و توسعه»[١٩٥٦] معتقد شد كه
[١٩٤٨].sustainable happiness .
[١٩٤٩].Sonja Lyubomirsky .
[١٩٥٠].Royzman .
[١٩٥١]. پترسون، ٢٠٠٦؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[١٩٥٢].Intuition .
[١٩٥٣].Serenity .
[١٩٥٤].Awe .
[١٩٥٥].Subjective well -being .
[١٩٥٦].broaden -and -build theory .