الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠٧ - پايدارى و ناپايدارى
إنَّ العاقِلَ نَظَرَ إلَى الدُّنيا وإلى أهلِها فَعَلِمَ أنَّها لا تُنالُ إلّا بِالمَشَقَّةِ ونَظَرَ إلَى الآخِرَةِ فَعَلِمَ أنَّها لا تُنالُ إلّا بِالمَشَقَّةِ، فَطَلَبَ بِالمَشَقَّةِ أبقاهُما.[٧٣٨]
همانا عاقل، به دنيا و اهل آن نگاه كرد و دانست كه جز با مشقت به دست نمىآيد و به آخرت نگاه كرد و دانست كه جز با مشقت به دست نمىآيد. از اين رو، با مشقت پايدارتر را طلب كرد.
همچنين در برخى روايات، زهد در دنيا، ويژگى اولياى الهى دانسته شده كه به تعبير قرآن كريم، هيچ اندوهى ندارند و روش ارزيابى آنان از دنيا نيز بيان شده است. انَس نقل مىكند كه روزى از پيامبر خدا (ص) پرسيدند: آن اولياى خدا كه هيچ بيم و اندوهى به آنان راه ندارد، چه كسانى هستند؟ ايشان فرمود:
الَّذينَ نَظَروا إلى باطِنِ الدُّنيا حينَ نَظَرَ النّاسُ إلى ظاهِرِها، فَاهتَمّوا بِآجِلِها حينَ اهتَمَّ النّاسُ بِعاجِلِها ....[٧٣٩]
آنان كه به باطن دنيا نگاه كردند وقتى مردم به ظاهر آن نگريستند. در نتيجه به آينده دنيا اهتمام كردند وقتى كه مردم به حالِ آن اهتمام ورزيدند ....
شبيه اين كلام، از امير مؤمنان (ع) نيز نقل شده است.[٧٤٠] البته در اين دو حديث، از واژههاى «عاجل و آجل» به جاى «فانى و باقى» استفاده شدهاند كه از لحاظ معنايى، تفاوت چندانى ندارند. در ديگر احاديث نيز كاربرد اين واژهها به چشم مىخورند. آنچه مهم است اين كه در اين دو حديث، به خوبى آجل و عاجل در برابر هم قرار داده شدهاند و نشان مىدهد كه آنچه زهد در دنيا را به وجود مىآورد، زودگذر بودن آن است، هر چند نقد است و آنچه رغبت به آخرت را به ارمغان مىآورد، پايدار بودن آن است، هر چند در آينده تحقّق يابد. لذا امام زين العابدين (ع) براى ترغيب به زهد، مخاطب خود را به همين زودگذرى توجّه مىدهد.[٧٤١] به هر حال اين مىتواند براى تنظيم رغبت، به عنوان يك سبك ارزيابى، مورد توجّه قرار گيرد.
[٧٣٨]. الكافى، ج ١، ص ١٨، ح ١٢. نيز، ر. ك: تحف العقول، ص ٣٨٧؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٣٠١، ح ١.
[٧٣٩]. أعلام الدين، ص ٣٣٨؛ الأمالى، مفيد، ص ٨٦، ح ٢.
[٧٤٠]. إنَّ أولياءَ اللّهِ هُمُ الَّذينَ نَظَروا إلى باطِنِ الدُّنيا إذا نَظَرَ النّاسُ إلى ظاهِرِها، وَاشتَغَلوا بِآجِلِها إذَا اشتَغَلَ النّاسُ بِعاجِلِها، فَأَماتوا مِنها ما خَشوا أن يميتَهُم، وتَرَكوا مِنها ما عَلِموا أنّهُ سَيترُكهُم، ورَأَوُا استِكثارَ غَيرِهِم مِنهَا استِقلالًا، ودَرَكهُم لَها فَوتا، أعداءُ ما سالَمَ النّاسُ، وسِلمُ ما عادَى النّاسُ، بِهِم عُلِمَ الكتابُ وبِهِ عَلِموا، وبِهِم قامَ الكتابُ وبِهِ قاموا، لا يرَونَ مَرجُوّا فَوقَ ما يرجونَ، ولا مَخوفا فَوقَ ما يخافونَ( نهج البلاغة، حكمت ٤٣٢؛ عيون الحكم و المواعظ، ص ١٦٠، ح ٣٤٣٦؛ بحار الأنوار، ج ٦٩، ص ٣١٩، ح ٣٦).
[٧٤١]. امام زين العابدين( ع)- مِمّا كانَ يعِظُ بِهِ النّاسَ فى مَسجِدِ رَسولِ اللهِ( ص)-: ازهَدوا فيما زَهَّدَكُمُ اللهُ( عزوجل) فيهِ مِن عاجِلِ الحَياة الدُّنيا( الكافى، ج ٨، ص ٧٥، ح ٢٩؛ الأمالى، صدوق، ص ٥٩٦، ح ٨٢٢؛ تحف العقول، ص ٢٥٢؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ١٤٥، ح ٦).