الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٤٨ - زيان هاى دنيوى
مردى مرتكب گناهى مىشود و روزى، از او كناره مىگيرد و اين آيه را تلاوت فرمود: (زمانى كه قسم خوردند كه صبحدم ميوهها را بچينند و «ان شاء اللّه» نگفتند، بدين جهت، از جانب پروردگارت بلايى بر آن [باغ] چرخيد و آنها خوابيده بودند).
امام باقر (ع) نقل مىكند كه امير مؤمنان (ع) پس از آن كه ماجراى ميان او و ميان طلحه و زبير و عايشه در بصره [در جنگ جمل] خاتمه يافت، بر منبر رفت و حمد و ثناى الهى گفت و بر پيامبر خدا (ص) درود فرستاد. آن گاه فرمود:
وبِاللهِ إنَّه ما عاشَ قَومٌ قَطُّ فى غَضارَةٍ مِن كَرامَة نِعَم اللهِ فى مَعاشِ دُنيا ولا دائِم تَقوى فى طاعَةِ اللهِ والشُّكرِ لِنَعمِهِ فَأزالَ ذَلِكَ عَنهُم إلّا مِن بَعدِ تَغييرٍ مِن أنفُسِهِم وتَحويلٍ عَن طاعَةِ اللهِ والحادِثِ مِن ذنوبِهِم وقِلَّةِ مُحافَظَةِ وتَركِ مُراقَبَةِ اللهِ عزّ وجلّ وتَهاوُنٍ بِشُكرِ نِعمَةِ اللهِ لِأنَّ اللهَ عزّ وجلّ يَقولُ فى مُحكَم كِتابِهِ: (إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ)[١٦٠٦] ولَو أنَّ أهلَ المَعاصِى وكَسَبَةَ الذُّنوبِ إذا هُم حُذِّروا زَوالَ نِعَمِ اللهِ وحُلولَ نَعمَتِهِ وتَحويلِ عافِيَتِهِ أيقَنُوا أنَّ ذلِكَ مِن اللهِ جَلَّ ذِكرُهُ بِما كَسَبَت أيديهِم، فَاقلَعوا و تابوا وفَزعوا إلَى اللهِ جَلَّ ذِكرُهُ بِصِدقٍ مِن نِيّاتِهِم وإقرارِ مِنهُم بِذنوبِهِم وإساءَتِهِم لَصَفَحَ لَهُم عَن كُلّ ذَنبٍ وإذاً لأقالَهُم كُلِّ عَثرَةٍ ولَرَدَّ عَلَيهِم كُلّ كَرامَةِ نِعمَةٍ، ثُمَ أعَادَ لَهُم مِن صَلاحِ أمرِهِم ومِمّا كانَ أنعَمَ بِهِ عَلَيهِم كُلّ ما زالَ عَنهُم وأفسِدَ عَلَيهِم.[١٦٠٧]
و به خدا قسم به راستى كه هيچ گاه مردمى در خرّمى نعمتهاى خدا در زندگى دنيا عمر خويش به سر نبردند و نه در پرهيزگارى پيوستهاى كه در انجام دادن طاعت خدا و شكر نعمتهاى او باشد و خداوند، آن نعمت را از ايشان گرفته باشد جز پس از اين كه خودشان آن را دگرگون كردهاند و از اطاعت حقّ بگشتند و گناهان تازه پديد آوردند، و خوددارىشان [از گناه] كم شده و نگران خداى عز و جل نبوده و در سپاسگزارى از نعمت خداوند سهلانگارى كردهاند؛ زيرا خداوند عز و جل در آيه محكم كتاب خود مىفرمايد: (به راستى كه خداوند، نعمتى را كه نزد گروهى است، تغيير نمىدهد تا آنچه را در خودشان هست تغيير دهند، و چون خدا براى گروهى بدى بخواهد، جلوگيرى ندارد، و آنها را جز خدا دوستدارى نيست) و اگر چنانچه نافرمانها و گنهكاران در آن وقتى كه از زوال نعمت خدا و رسيدن انتقامش و دگرگون شدن عافيتش بر حذر مىشدند، به اين مطلب يقين پيدا مىكردند كه اينها از طرف خداست و به واسطه اعمال خودِ آنهاست، و در
[١٦٠٦]. رعد، ١١.
[١٦٠٧]. الكافى، ج ٨، ص ٢٥٦، ح ٣٦٨.