الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٠ - الف- تعريف
طبق برخى روايات، كسى كه راضى نباشد، كفر در دين او نفوذ مىكند[١٥١] و بايد در آخرت، منتظر شديدترين عذابها باشد.[١٥٢] استحقاق عِقاب، نشانه ناشادكامى و بدبختى است.
گذشته از روايات «الرضا بالقضاء»، روايات ديگرى نيز بر رابطه باور به تقدير (الايمان بالقضاء و القدر) با دين و ايمان، تأكيد جدّى دارند[١٥٣] كه در بحث عوامل شادكامى، بدانها خواهيم پرداخت. مهم اين است كه رابطه تنگاتنگ ميان باور به تقدير و رضامندى از آن با ايمان و ديندارى، نشاندهنده رابطه تنگاتنگ شادكامى با ديندارى است. دين و ايمان واقعى و بنيادين، از راه باور به تقدير و رضايت از آن- با تبيينى كه به مرور در مباحث آينده خواهد آمد- شادكامى را تأمين مىكند.
قضا و قدر، موضوع رضامندى
آنچه در اين باره گذشت، كلياتى در باره اصل رضا بود؛ امّا اين هنوز كافى نيست و نمىتواند مؤلّفه شادكامى را به صورت عينى نشان دهد. روشنتر شدن جايگاه رضامندى در زندگى، نيازمند بررسىهاى بيشترى است كه در ادامه به آنها مىپردازيم.
بررسى بيشتر در اين زمينه، بسته به بررسى متعلقِ رضاست. متعلّق رضا، «قضا» و «قدر» است و اين دو با هم تفاوت دارند. قضا و قدر، «موقعيتى بيرونى» است، و رضامندى يا نارضايى، «حالتى نفسانى و روانى» كه در واكنش به آن موقعيت، شكل مىگيرد. بنا بر اين بايد به تفاوت ماهيت اين دو توجّه كرد. ما براى شناخت عينى رضامندى، نيازمند بررسى متعلّق آن- كه يك موقعيت بيرونى است-، هستيم. با شناخت دقيق اين موقعيت، راهى به سوى مشخّص شدن و عملياتى شدن رضامندى در شادكامى گشوده مىشود. در اين راه، نخست بايد معناى قضا و قدر و سپس انواع آن را مشخص ساخت.
الف- تعريف
قضا، از ريشه «قَضَى» به معناى استوار نمودن كارى و قرار دادن آن در جهت فلسفه وجودى آن است. ابن فارس معتقد است كه اين ماده، بر اتقان كار و استحكام آن و نافذ بودنش دلالت مىكند. خداوند متعال مىفرمايد: (فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ)؛[١٥٤] يعنى آفرينش هفت آسمان را در دو روز، محكم
[١٥١]. امام على( ع): مَن لَم يَرضَ بِالقَضاءِ دَخَلَ الكُفرَ دِينَهُ( غرر الحكم، ح ٨٩٦٠؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٦٣، ح ٨٤٣٠).
[١٥٢]. امام على( ع): أشَدُّ النّاسِ عَذاباً يَومَ القِيامَةِ، المُتَسَخّطُ لِقَضاءِ اللهِ( غرر الحكم، ح ٣٢٢٥؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١١٥، ح ٢٥٥٣).
[١٥٣]. ر. ك: دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٩، ص ٩٢.
[١٥٤]. سوره فصّلت، آيه ١٢.