الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٥٤ - مداخله بهزيستى درمانى
زندگىاى يكنواخت و بدون تغيير و پستى و بلندى. در حقيقت، بهزيستى انسان در گرو تعامل و همراهى مقولات متضادّى چون: درد و لذّت، بلندپروازى و اميدوارى در مقابل رنج و نااميدى است.[٢٠٦١]
مطابق نظر رويينى و فاوا در سال ٢٠٠٤ م،[٢٠٦٢] و فاوا و رويينى در سال ٢٠٠٩ م،[٢٠٦٣] بهزيستىدرمانى، يك پروتكل رواندرمانى كوتاهمدّت است كه هشت جلسه به طول مىانجامد (هر چند كه امكان افزايش جلسات به ده تا دوازده جلسه هم وجود دارد) و هر هفته، يك جلسه برگزار مىشود. مدّت هر جلسه، بين سى تا پنجاه دقيقه است. بهزيستىروانى، درمانى فنّى است كه بر خودمشاهدهگرى (خودنگرى)[٢٠٦٤] و استفاده از يك روزنگار (برنامه روزانه) داراى ساخت (با ساختار) و نيز تعامل بين درمانجو و درمانگر تأكيد مىورزد. بر اساس نظر فاوا و همكاران، بهزيستىدرمانى، راهبرد درمانى با ساختار، رهنمودى،[٢٠٦٥] مسئلهمحور و مبتنى بر يك الگوى آموزشى است. در جلسات اوّليه به شناسايى دورههاى بهزيستىروانى و توجّه به شرايط رخداد آنها پرداخته مىشود. در اين جلسات، به درمانجويان تكاليفى داده مىشود و از آنان درخواست مىگردد تا بر روى مقياسهايى، ميزان بهزيستى روانى خود را از صفر تا صد درجهبندى كنند.
در جلسات ميانى، عمدتاً افكار و باورهاى مرتبط با بهزيستى روانى شناسايى مىشوند و بويژه آن بخش از حوزههاى بهزيستى روانى كه تحت تأثير افكار غيرمنطقى يا خودكار ناكارآمد قرار نگرفتهاند، معين مىشوند. سپس درمانگر به آموزش خودنگرى و خودپايى[٢٠٦٦] مىپردازد و بسته به توانايىها و ظرفيتهاى شناسايى شده درمانجو، راهبردهايى را در اين باره به او آموزش مىدهد.
در جلسات پايانى، درمانگر با توجّه به خودپايىهاى صورت گرفته در باره دورههاى شادكامى، كمبودهاى خاص هر يك از ابعاد ششگانه موردنظر (در تعريف ريف) را تعيين و سپس جهت رفع آنها آموزشهايى را ارائه مىكند. براى نمونه، در صورتى كه نگرشهاى درمانجو در بُعد رشد شخصى با كاستىهايى همراه باشد، درمانگر به او توضيح مىدهد كه رشد شخصى شامل گشودگى نسبت به تجربههاى نو و توجّه به خود در جهت توسعه بخشيدن به خويشتن در طى زمان است و در اين دو حيطه، آموزشها و تكاليفى به درمانجو داده مىشود.
[٢٠٦١]. كزّازى، ١٣٨٦.
[٢٠٦٢]. رويينى وفاوا، ٢٠٠٤؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢٠٦٣]. فاوا و رويينى، ٢٠٠٩؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢٠٦٤].self -observation .
[٢٠٦٥].Directive .
[٢٠٦٦].self -monitoring .