الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٢ - سه ناچيز بودن
در اين آيات، مسلمانان را ملامت مىكند از اين كه آن روزى كه اسلام ضعيف بود، دائم چون و چرا مىكردند، كه چرا به ما اجازه جنگ داده نمىشود؟ ولى همين كه اسلام نيرو گرفت و مسلمانان، مأمور به جنگ شدند، طائفهاى از آنان از كفّار به همان مقدار كه از خدا مىترسيدند و بلكه بيش از آن، دچار وحشت شدند و گفتند: چرا نبرد را بر ما واجب كرد و با اين كه عمر آدمى در دنيا كوتاه و بىمقدار و اندك است، چرا خداى تعالى مضايقه كرد كه از اين عمر كوتاه بهرهمند شويم؟ و چرا با دستور قتال، اين عمر كوتاه را از ما سلب كرد؟ منشأ اين سخن، علاقهاى بوده كه آنان به زندگى در دنيا داشتهاند در حالى كه اين زندگى در تعليم قرآنى، متاعى است قليل كه چند صباحى مورد بهرهورى قرار مىگيرد و سپس سريع از بين رفته، اثرى از آن باقى نمىماند، و به دنبال آن زندگى آخرت است كه حياتى است باقى و حقيقى. معلوم است كه چنين حياتى از حيات دنيا بهتر است، و به همين جهت، در پاسخ مسلمانانِ كذايى همين معنا را خاطر نشان ساخته، فرمود: «قل متاع الدنيا قليل». در اين جمله به پيامبر خدا (ص) دستور مىدهد كه به افراد ضعيف جوابى بدهد كه اشتباه آنان را روشن سازد و خطا بودن اين نظرشان را- كه زندگى اندك دنيا را بر كرامت جهاد و شرافت كشته شدن در راه آخرت ترجيح دادهاند- توضيح دهد.[٨٥١]
در اين آيات، به خوبى نقش شناخت و واقعگرا بودن يا واقعگرا نبودن آن در احساس كاميابى و رضامندى از دنيا روشن است. شناخت نادرست از دنيا، آن را بسيار بزرگ مىداند و لذا از فقدان آن بىتاب مىگردد و شناخت واقعگرا، آن را اندك مىشمرد و از فقدانش بىتاب نمىگردد.
در آيه، ٣٩ سوره غافر نيز بر همين بُعد از واقعيت دنيا تصريح شده[٨٥٢] و به همين جهت، در آيه شصت سوره قصص، تأكيد شده كه آنچه از اين دنيا به انسان برسد، متاعى محدود است و آنچه نزد خداست، خير و پايدار است.[٨٥٣] جالب اين كه در اين آيه، مردم به تعقّل و انديشه فراخوانده شدهاند و اين، نشان دهنده نقش شناخت در احساس انسان نسبت به برخوردارى يا محروميت از دنياست. كسانى كه دنيا را ارزشمند و مهم ارزيابى كنند، از به دست آوردن آن خرسند مىشوند، در حالى كه واقعيتْ آن است كه چيز اندك و بىارزشى را كسب كردهاند و لذا شايسته خرسندى نيست:
(وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ.[٨٥٤] آنها به زندگى دنيا سرمست شدند، در حالى كه زندگى دنيا در برابر آخرت، جز متاعى اندك نيست).
[٨٥١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٥، ص ٦( با كمى تغيير).
[٨٥٢].\i( يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ).\E
[٨٥٣].\i( وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ).\E
[٨٥٤]. سوره رعد، آيه ٢٦.