الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٠ - مثل مسافر
اى فرزندم! همانا من تو را از دنيا و حالات آن و زوالش و دگرگونىاش آگاه ساختم، و از آخرت و آنچه براى اهلش در آن مهيا شده، با خبر نمودم و در باره اين دو، برايت مثالهايى زدم تا از آنها عبرت بگيرى و در راه صحيح، گام نهى. مَثَل كسانى كه دنيا را خوب آزمودهاند، همانند مسافرانى است كه در سرمنزلى بىآب و آبادى و پُرمشقّت- كه قابل ماندن نيست- قرار گرفتهاند و قصد دارند تا به منزلى پُرنعمت و به ناحيهاى كه در آن آسايش و راحتى است كوچ نمايند. پس سختىهاى راه و دورى دوستان و دشوارى سفر و ناگوارى غذاها را تحمّل كردند تا به خانه وسيع خويش و سرمنزل قرار و آسايش خويش درآيند و از هيچ يك از اين مشكلات، احساس درد نمىكنند و هزينههاى مصرف شده را خسارت نمىشمرند و هيچ چيز برايشان محبوبتر از آن چيزى نيست كه آنان را به منزلشان نزديكتر سازد و به محلّشان برساند.
در اين بخش از كلام، به خوبى روشن است كه شناخت واقعيت دنيا چه نقشى در به حركت درآوردن انسان به سوى آخرت دارد. همچنين مشخّص مىشود كه شناخت مقصد و مقصود، و عشق به آن، چه نقش مهمّى در افزايش توان تحمّل و مقاومت در برابر سختىها و مشكلات دارد؛ به اندازهاى كه گويا هيچ درد و رنجى را نديده و هر چيزى كه او را به مقصدش برساند، دوست داشتنى و شيرين است، هر چند سخت و تلخ باشد.
امام باقر (ع) نيز مىفرمايد:
أهلُ الدُّنيا سَفرٌ يحُلّونَ عَقدَ رِحالِهِم فى غَيرِها.[٨٤٦]
اهل دنيا مسافرانى هستند كه بند كولهبارشان را در غير آن، باز مىكنند.
امام على (ع) مىفرمايد:
أهلُ الدُّنيا كركبٍ يسارُ بِهِم وهُم نِيامٌ.[٨٤٧]
اهل دنيا همانند سوارهاى هستند كه آنان را مىبرند در حالى كه خواب اند.
و يا مىفرمايد:
إنَّ أهلَ الدُّنيا كرَكبٍ؛ بَيناهُم حَلّوا إذ صاحَ بِهِم سائِقُهُم فَارتَحَلوا.[٨٤٨]
همانا اهل دنيا همانند سواره اند؛ در حالى كه آنان بار گشودهاند، راهنما بانگ مىزند و آنان كوچ مىكنند.
[٨٤٦]. تحف العقول، ص ٢٩٩؛ الأمالى، مفيد، ص ١٨، ح ٥؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ١٧٩، ح ٥٩؛ البداية والنهاية، ج ٩، ص ٢٨٢.
[٨٤٧]. نهج البلاغة، حكمت ٦٤؛ تنبيه الخواطر، ج ١، ص ٧٧؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ١٢٨، ح ١٣١.
[٨٤٨]. نهج البلاغة، حكمت ٤١٥؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٦٨، ح ١٥٦٣؛ روضة الواعظين، ج ٢، ص ٤٤١؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ١٣٢، ح ١٣٦.