الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٦ - ى- تنظيم انتظارات
رسيدن به اين مرحله كه انسان بتواند تعادل خود را در خوشايند و ناخوشايند زندگى حفظ كند، از مراتب عالى انسانهاى رشديافته است. لذا كسى همچون امام زين العابدين (ع) در مناجات خود از خداوند مىخواهد كه وى را به اين مرحله برساند:
اللَّهُمَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ وَاجعَل ثَنائى عَلَيك ومَدحى إياك وحَمدى لَك فى كلِّ حالاتى حَتّى لا أفرَحَ بِما آتَيتَنى مِنَ الدُّنيا ولا أحزَنَ عَلى ما مَنَعتَنى فيها.[٨٠٨]
خدايا! بر محمّد و آل او درود فرست، و ثنا و مدح و ستايش مرا در همه حال، براى خودت قرار ده تا به خاطر آنچه به من دادهاى، سرمست نشوم و به خاطر آنچه از من بازداشتهاى، غمگين نگردم.
از ويژگىهاى لقمان حكيم نيز برخوردارى از اين حالت بوده است. امام صادق (ع) در باره وى مىفرمايد:
لَم يفرَح بِشَىءٍ إن أتاهُ مِن أمرِ الدُّنيا ولا حَزِنَ مِنها عَلى شَىءٍ قَطُّ.[٨٠٩]
به هيچ چيز، خوشحال نمىشد، اگر از دنيا چيزى به او مىرسيد، و به خاطرِ نداشتن هيچ چيزى از دنيا غمگين نمىشد.
بنا بر اين، نبايد وقتى حادثهاى تلخ اتفاق مىافتد، «اى كاش! اى كاش!» گفت و زمينه نارضايتى را فراهم كرد؛ بلكه بايد به تقديرى بودن امور توسط خداوند متعال توجّه نمود تا انسانْ آرام شود. پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
إن أصابَك شَىءٌ فلا تقل: لَو أنّى فَعَلتُ كانَ كذا وكذا، ولكن قُل: قَدَرُ اللهِ وما شاءَ فَعَلَ، فَإنّ «لَو» تَفتَحُ عَمَلَ الشيطانِ.[٨١٠]
اگر بلايى به تو رسيد، نگو اگر چنان مىكردم، چنين و چنان مىشد؛ بلكه بگو: خدا مقرّر ساخته و هر چه بخواهد انجام مىدهد؛ زيرا «اگر گفتن»، راهكار شيطان را باز مىكند.
ى- تنظيم انتظارات
انتظارات ما از زندگى، يعنى خواستهها و آرزوهاى مادى در زندگى؛ يعنى چيزهايى را كه دوست داريم، به دست آوريم و امورى كه دوست نداريم، اتفاق نيفتند. هركس امورى را دوست مىدارد و از امورى ناخوش است. لذا مايل است زندگىاش بر اساس آنچه دوست دارد، پيش رود و از آنچه دوست ندارد، به دور باشد. اين كه انتظارات ما چگونه تنظيم شده باشد، نقش مهمّى در رضامندى
[٨٠٨]. الصحيفة السجادية، دعاى ٢١.
[٨٠٩]. تفسير القمّى، ج ٢، ص ١٦٢.
[٨١٠]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٠٥٢، ح ٣٤؛ سنن ابن ماجة، ج ١، ص ٣١، ح ٧٩ و ج ٢، ص ١٣٩٥، ح ٤١٦٨؛ السنن الكبرى، نسائى، ج ٦، ص ١٥٩، ح ١٠٤٥٧؛ مسند ابن حنبل، ج ٣، ص ٢٩٥، ح ٨٧٩٨؛ كنز العمّال، ج ١، ص ١١٥، ح ٥٤٠.