راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٢ - اقسام گناهان و نسبت آنها با صفات انسان
آتش بيرون آورده مىشود كسى است كه در دلش به اندازه سنگينى ذرّهاى ايمان باشد.
آنهايى«٦٥» كه درجه ايمانشان ميان مثقال و ذرّه است بر حسب تفاوت درجاتى كه ميان طبقه مثقال و طبقه ذرّه است از آتش بيرون آورده مىشوند. اين موازنه با مثقال و ذرّه بر سبيل مثال است، چنان كه در مورد موازنه اعيان اموال و نقود ذكر كرديم. بيشتر موحّدان و خدا پرستان به سبب مظالمى كه از بندگان خدا بر ذمّه دارند وارد دوزخ مىشوند. ديوان عباد دفترى است كه بسته نمىشود امّا ديگر گناهان بسرعت مورد عفو و بخشش قرار
مىگيرند. در اخبار است كه بنده در پيشگاه پروردگار مىايستد و مانند كوهها داراى حسنات است كه اگر از ميان نروند او از اهل بهشت خواهد بود، ليكن صاحبان مظالم بر مىخيزند و اقامه دعوا مىكنند كه او به ناموس اين فحش داده، و مال آن را گرفته و اين را زده است. در نتيجه از حسنات او كم مىشود تا آن جا كه هيچ حسنهاى برايش باقى نمىماند. در اين هنگام فرشتگان مىگويند: پروردگارا، حسناتش از ميان رفته و مطالبه كنندگان بسيارى باقى ماندهاند. به آنها پاسخ داده مىشود: گناهان آنها را بر گناهان او بيفزاييد و به او سيلى بزنيد كه به دوزخ درافتد. همان گونه كه اين شخص با گناه ديگرى قصاص و نابود مىشود ستمديده نيز با حسنات ستمگر از آتش نجات مىيابد، زيرا حسنات ستمگر به جبران ستمى كه به ستمديده كرده به او داده مىشود. از ابن الجلاء نقل كردهاند كه يكى از دوستانش از او غيبت كرده سپس نزد او فرستاده بود تا از او درگذرد، وى پاسخ داد: اين كار را نمىكنم، زيرا در نامه اعمال من حسنهاى برتر از اين نيست چگونه ممكن است آن را محو كنم. ديگرى نيز گفته است: گناهان برادرانم حسنات من هستند، مىخواهم با آنها نامه اعمالم را زينت بخشم.
اينها در زمينه اختلاف بندگان از حيث درجات سعادت و شقاوت در قيامت است كه خواستيم آنها را ذكر كنيم و احكام آنها همه بر اساس ظواهر اسباب است و مانند حكم پزشك است نسبت به يك بيمار كه او ناچار مىميرد و بيمارىاش درمان پذير نيست. و حكم او درباره بيمار ديگرى كه او بيمارىاش خفيف و درمانش آسان است. اين احكام بر مبناى ظنّ و گمان است و در اكثر احوال درست از كار در مىآيد، ليكن گاهى به علّتى كه پزشك آن را نمىفهمد جان از تن كسى كه در آستانه مرگ است قطع علاقه نمىكند و باقى مىماند، و گاهى مرگ بيمارى را كه بيماريش خفيف است به علّتى كه پزشك بر
«٦٥» سنن ابن ماجه ، شماره ٦٠ با اختلاف الفاظ.