راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧١ - اقسام گناهان و نسبت آنها با صفات انسان
است كه يا منكسف و تاريك، و يا روشن و تابناك است. اگر روشن و تابان باشد از حضرت ربوبى محجوب نيست و اگر تاريك و منكسف باشد نيز به سوى حضرت ربوبى باز خواهد گشت، چه بازگشت و مسير همه چيز به سوى خداست، جز اين كه او سرافكنده و رويش از جهت اعلا عليّين به سوى اسفل سافلين است. از اين رو خداوند متعال فرموده است: وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ.«٦٣» اين آيه روشنگر آن است كه آنها در پيشگاه پروردگار حضور دارند، جز اين كه آنها سر افكندگان و تيره بختانى هستند كه رويشان به پشت برگشته و سرهاشان از بالا به پايين فرود آمده است، و اين حكم خداست درباره كسانى كه آنها را از توفيق خويش محروم ساخته و راه خود را به آنها نشان نداده است. ما از گمراهى و قرار گرفتن در زمره نادانها به خدا پناه مىبريم.
اين حكم انواع كسانى است كه از آتش بيرون آورده مىشوند و به آنها ده برابر دنيا يا بيشتر داده مىشود، و جز موحّدان و يكتا پرستان كسى از آتش بيرون آورده نمىشود.
مقصود من از توحيد و يكتا پرستى اين نيست كه به زبان لا اله إلا الله بگويد، چه زبان از عالم ملك و شهادت است و جز در عالم ملك سودى ندارد، و سودش در اين عالم آن است كه با گفتن آن جانش در امان و مالش محفوظ مىماند ليكن ايمنى جان و مالش منحصر به مدّت زندگانى اوست و هنگامى كه جان و مالى باقى نماند گفتن زبانى سودمند نخواهد بود. آنچه در آن موقع سود مىرساند اين است كه در توحيد و اعتقاد خود به يگانگى خدا صادق باشد، و كمال توحيد اين است كه انسان همه امور را از خدا بداند، و نشانه آن اين كه نسبت به آنچه بر او مىگذرد بر احدى خشم نياورد، زيرا او ميان خود و خدا واسطهاى نمىبيند، و نظرش تنها به مسبّب الاسباب است. شرح اين مطلب در كتاب توكّل خواهد آمد.
اين توحيد درجات متفاوتى دارد، برخى از مردم به اندازه كوهها از توحيد بهرهمندند بعضى جز به اندازه مثقالى داراى ايمان نيستند و دستهاى تنها به اندازه خردل يا ذرّهاى داراى ايمانند. كسى كه در دلش به اندازه مثقالى ايمان است نخستين كسى است كه از آتش بيرون آورده مىشود. در خبر است كه در قيامت گفته مىشود: «كسى را كه در دلش به اندازه سنگينى دينارى ايمان است از آتش بيرون آوريد»«٦٤» و آخرين كس كه از
«٦٣» سجده / ١٢: و اگر ببينى مجرمان را هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان سر به زير افكنده اند...
«٦٤» سن ابن ماجه ، شماره ٥٩ با اختلاف الفاظ.