راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧٧ - حقيقت توحيد كه ريشه توكّل است
گويا ساخته است همه ذرّاتى را كه در آسمانها و زمين است براى ارباب دل و مشاهده به سخن درآورده به طورى كه تقديس و تسبيح آنها را براى خداوند و شهادت آنها را بر عجز خويش به زبانى فصيح و كلامى بىحرف و صوت مىشنوند، و آنها كه مصداق عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ مىباشند از شنيدن آن عاجزند. مقصود من از اين سمع شنيدن با گوش ظاهر نيست چه اين شنيدن از حدّ آواز تجاوز نمىكند و الاغ در آن شريك است و چيزى كه در آن بهايم شريكند ارزشى ندارد بلكه منظورم سمعى است كه گفتارى را بشنود كه حرف و صوت و عربى و عجمى نيست.
اگر بگويى: اين سخنى شگفت انگيز است كه عقل آن را باور نمىكند، براى من بيان كن كه چگونه ذرّات سخن مىگويند؟ و چه مىگويند؟ و چگونه خداوند را تسبيح و تنزيه مىكنند؟ و چگونه بر عجز خود گواهى مىدهند؟
پاسخ اين است كه بدانى هر ذرّهاى در آسمانها و زمين با ارباب دل در نهان رازهايى دارد كه آنها را حصر و پايانى نيست، چه آنها سخنانى است كه از درياى كلام الهى كه بىنهايت است مدد مىگيرد: قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً.«٢٨» و رازهاى آنها درباره اسرار ملك و ملكوت است، و فاش كردن راز پستى است بلكه سينه آزادگان گور اسرار است. آيا هرگز كسى را ديدهاى كه در اسرار كشور او را امين دانند و بر او اعتماد كنند و خفاياى امور را با او در ميان نهند و او آن اسرار را آشكارا در ميان مردم بگويد و فاش سازد. اگر افشاى هر سرّى براى ما روا بود پيامبر خدا (ص) نمىفرمود: «اگر آنچه من مىدانم شما مىدانستيد كم مىخنديديد و زياد مىگريستيد.»«٢٩» و آن را ذكر مىكرد تا بگريند و نخندند همچنين از افشاى سرّ شب قدر منع نمىكرد،«٣٠» و حذيفه را به برخى از اسرار اختصاص نمىداد.«٣١»
بنابر اين دو چيز مانع نقل رازگويى ذرّات ملك و ملكوت با ارباب قلوب و مشاهده است:
«٢٨» كهف / ١٠٩: بگو اگر درياها براى (نوشتن ) كلمات پروردگارم مركّب شوند، درياها پايان مى گيرند پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان يابد هر چند همانند آن (درياها) را به آنها اضافه كنيم .
«٢٩» پيش از اين مكرر ذكر شده است .
«٣٠» (( الحلية )) ابونعيم از حديث ابى عمر، (( الجامع الصغير. ))
«٣١» صحيح مسلم ، ٨/١٧٣، (( الفتن ، )) مسند احمد، ٥/٣٨٦.