راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢٣ - قسم دوم- در ذكر اسباب اندوختن
خداوند باز دارد، و گرنه دنيا ذاتا مورد منع و نهى نيست چه وجود آن و چه عدم آن. از اين رو پيامبر خدا (ص) به سوى اصناف مردم مبعوث شد و در ميان آنان بازرگانان، پيشهوران و صاحبان حرفه و صناعات بودند. به بازرگانان امر نكرد كه دست از بازرگانى بردارد، و به پيشهور كه شغل خود را ترك كند و به آن كه اين شغلها را ندارد نفرمود به آنها اشتغال ورزد بلكه همه مردم را به سوى خداوند دعوت كرد و آنها را ارشاد فرمود به اين كه راه رستگارى و نجات آنها در انصراف دل از دنيا و توجّه دادن آن به سوى خداست، چه دل عمدهترين جايگاه اشتغال به اوست.
بنابر اين ثواب ضعيف اندوختن به اندازه نياز است همچنان كه ثواب قوى ترك اندوختن است و اينها همه حكم انسان مجرّد است امّا شخص عائلهمند با ذخيره كردن قوت يك ساله براى عائلهاش تا ضعف آنها را جبرانى و دلشان را تسكين باشد از حدّ توكّل بيرون نمىرود ليكن اندوختن بيشتر از آن توكّل را باطل مىكند، چه اسباب [روزى] با تكرار سنوات تكرار مىشود، و اندوختن بيش از يك سال سببى جز ضعف دل ندارد و اين امر با نيروى توكّل در تناقض نيست. متوكّل عبارت از موحّدى است قويدل كه نفس او به فضل خداوند مطمئنّ و به تدبير او اعتماد دارد و بر وجود اسباب ظاهر تكيه نمىكند. پيامبر خدا (ص) براى عائلهاش قوت يك سال را ذخيره كرد،«٢٢» و امّ ايمن و جز او را از ذخيره كردن چيزى براى فردا نهى فرمود.«٢٣» ذخيره كردن آن حضرت نقصانى در توكّل او نيست، زيرا به آنچه ذخيره كرد اعتماد نداشت بلكه اين عمل دستورى براى اقوياى امّت او بود چه اقوياى امّتش در مقايسه با قوّت و قدرت او ضعيفانند. همچنين ذخيره كردن آن حضرت قوت يك ساله را براى عائلهاش ناشى از ضعف دل در باره خود و عائلهاش نبوده است. بلكه بدين منظور بوده كه سنّتى را براى ضعفاى امّتش برقرار كند. سپس خبر داد كه: «خداوند دوست دارد بندگان رخصتهاى او را به كار برند چنان كه دوست دارد به واجبات او عمل كنند» و اين براى شاد كردن دل ضعيفان بود، تا ضعف آنها را به يأس و نوميدى نكشاند و در نتيجه آنچه را از خيرات براى آنها ميسّر است به سبب ناتوانى از رسيدن به منتهاى درجات ترك كنند، چه پيامبر (ص) براى رحمت به جهانيان فرستاده شده است و همه مردم با اختلاف طبقه و
«٢٢» سنن ترمذى از حديث انس و پيش از اين ذكر شده است .
«٢٣» پيش از اين ذكر شده ؛ مسند احمد، ٦/٢٦٣ از حديث امّ سلمه .