راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥١٤ - قسم اوّل- در جلب آنچه نافع است
براى كسى باقى نماند اين عمل او حرام است. و اگر در خانه را باز بگذارد، و بيكاره و بطّال بوده و اهل عبادت نباشد خروج از خانه و كسب براى او سزاوارتر است ليكن فعل او حرام نيست«٥» تا آنگاه كه در آستانه مرگ قرار گيرد. در اين موقع خروج از خانه و سؤال يا كسب بر او لازم مىشود. و اگر دلش به خدا مشغول باشد و به مردم توجّهى نداشته باشد و ننگرد كه چه كسى وارد خانه مىشود و روزى او را مىآورد بلكه نظرش به فضل خدا و توجّهش به او باشد اين عمل او افضل خواهد بود، چه اين از مقامات توكّل است كه عبارت از اشتغال به خدا و عدم اهتمام به روزى است، چه بىترديد روزى مىرسد. در اين مورد آنچه يكى از عالمان گفته است درست است كه: بنده اگر از روزىاش بگريزد روزىاش او را طلب خواهد كرد، چنان كه اگر از مرگ بگريزد مرگ او را درخواهد يافت. اگر انسان از خدا بخواهد كه او را روزى ندهد نه تنها دعايش اجابت نخواهد شد بلكه گنهكار نيز خواهد بود، و به او گفته مىشود: اى نادان چگونه ممكن است تو را بيافرينم و روزى ندهم؟ از اين رو ابن عبّاس گفته است: مردم در همه چيز اختلاف كردهاند جز در روزى و مرگ چه آنها اتّفاق دارند كه روزى دهنده و ميرانندهاى جز خدا نيست. پيامبر خدا (ص) فرموده است: «اگر بر خدا چنان كه سزاوار اوست توكّل كنيد به شما روزى خواهد داد همان گونه كه به مرغان روزى مىدهد، بامداد گرسنه مىروند و شبانگاه با شكم سير برمىگردند و به دعاى شما كوهها از جا كنده مىشد.»«٦» عيسى (ع) گفته است: «به پرندگان بنگريد كه كشت و درو و ذخيره نمىكنند و خداوند آنها را روز بروز روزى مىدهد.» اگر مىگوييد: شكم ما بزرگتر است به چهارپايان بنگريد كه چگونه خداوند خلق را بر آنها گمارده است.
مىگويم: شايد غزّالى اين اخبار و گفتهها را به اين منظور نقل كرده است كه حريصان را به اعتدال بكشاند، و گرنه شكّى نيست كه انسان مكلّف است با اسبابى كه خداوند در دسترس او گذاشته اعمّ از كشاورزى و بازرگانى و صنعت روزى خود را در آنچه خداوند حلال فرموده بطلبد، و همان گونه كه نماز و روزه و حجّ عباداتى است كه خداوند بندگانش را به آنها مكلّف كرده تا از اين راهها به او تقرّب جويند، همچنين
«٥» بلكه معلون است ، زيرا خود را سربار مردم كرده است .
«٦» (( المستدرك ، )) ٤/٣١٨؛ مسند احمد بدون (... و به دعاى شما كوه ها...) محمّد بن نصر آن را با همين زياده و با اندك اختلافى در كتاب (( تعظيم قدر الصلوة )) از حديث معاذ بن جبل روايت كرده است .