راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٩ - بخش دوم- در زهد
عيسى (ع) گفته است: دنيا پلى است، از آن بگذريد و آبادش نكنيد. به او گفته شد:
اى پيامبر خدا! اگر امر كنى خانهاى برايت بسازيم تا خدا را در آن عبادت كنى. گفت:
برويد خانهاى بر روى آب بسازيد، گفتند: چگونه ممكن است ساختمان روى آب برپا گردد؟ گفت: پس چگونه ممكن است عبادت خدا بر روى محبّت دنيا درست شود.
پيامبر ما (ص) فرموده است: «پروردگارم به من پيشنهاد فرمود كه بطحاى مكّه را برايم طلا كند، عرض كردم: نه اى پروردگار من. و ليكن من يك روز را گرسنه و روز ديگر را سير به سر مىبرم، در آن روزى كه گرسنهام در پيشگاه تو زارى و دعا مىكنم، و روزى كه سيرم در آن تو را حمد و ثنا مىگويم.»«٤١»
از ابن عبّاس نقل شده كه گفته است: روزى پيامبر خدا (ص) در حالى كه جبرئيل به همراه او بود بيرون آمد و بر بالاى صفا رفت. پيامبر (ص) به جبرئيل فرمود: «سوگند به آن خداى كه تو را به حقّ فرستاد خاندان محمّد را در شب يك كف سويق و يك مشت آرد نبود» هنوز سخنش به پايان نرسيده بود كه آواز سختى از آسمان به گوشش رسيد و او را ترسانيد. آن حضرت فرمود: «خداوند امر كرده است قيامت برپا شود؟» جبرئيل گفت: نه ليكن اين اسرافيل بود كه وقتى سخن تو را شنيد به سوى تو فرود آمد. اسرافيل نزد آن حضرت آمد و گفت: خداوند آنچه را بيان كردى شنيد مرا با كليدهاى زمين نزد تو فرستاده و به من دستور داده كه به تو عرضه دارم اگر دوست دارى كوههاى تهامه را زمرّد و ياقوت و زر و سيم كنم و با تو روان سازم، و اگر مىخواهى پيامبرى پادشاه و يا پيامبرى بنده باش. جبرئيل به آن حضرت اشاره كرد كه براى خدا فروتنى كن، و او سه بار گفت:
«پيامبرى بنده».«٤٢»
و نيز پيامبر (ص) فرموده است: «هر گاه خداوند خير بندهاى را بخواهد او را در دنيا زاهد و به آخرت راغب و به عيبهاى خويش بينا مىگرداند.»«٤٣»
«٤١» سنن ترمذى ، ٩/٢٠٩ و پيش از اين ذكر شده است .
«٤٢» طبرانى با سند حسن ؛ (( الزهد )) بيهقى از حديث ابن عباس ؛ صحيح ابن حبان به طور مختصر از حديث ابوهريره ؛ (( الترغيب و الترهيب ، )) ٤/١٩٦.
«٤٣» (( مسند الفردوس )) ديليم ؛ (( الشعب )) بيهقى و در آن به جاى ((به آخرت راغب مى گرداند)) ((او را در دين دانا مى گرداند)) آمده و آن را از حديث محمّد بن كعب قرظى به طور مرسل نقل كرده است ؛ (( الجامع الصغير. ))