راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٣ - برترى نعمت بر بلا
مىگرداند، يُضِلُّ به كَثِيراً وَ يَهْدِي به كَثِيراً.«٥٢» اينان گمان كردند كه آنان يا براى خاطر بيچارگان و مستمندان به كار گرفته شدهاند و يا براى خدا و گفتند: ما را در بيچارگان و مستمندان بهرهاى نيست و خداوند نيز به ما و اموال ما نيازى ندارد، خواه انفاق كنيم يا دست باز داريم و در نتيجه اين پندار هلاك شدند چنان كه آن كودك هلاك شد، چه گمان كرد كه پدرش او را به خاطر بردگان به كار گرفته و ندانست كه مقصود پدرش تثبيت صفت علم در نفس او و مستحكم ساختن آن در دل او بوده تا بدين سبب در دنيا و آخرت سعادتمند شود، و اين لطف و محبّتى از سوى پدر نسبت به وى بوده كه او را به سمتى كشانيده كه خوشبختى و سعادت او در آن بوده است.
اين مثال روشنگر گمراهى كسانى است كه در اين وادى راه را گم كرده و از آن بدور افتادند، چه بينوايى كه مال تو را مىستاند پليدى بخل و محبّت دنيا را كه باعث هلاكت تو است از درونت مىزدايد. او مانند حجامتگرى است كه از تو خون مىگيرد تا با خروج اين خون بيمارى كشندهاى را كه در درون دارى از تو دور سازد. بنابر اين حجامتگر خدمتكار تو است نه آن كه تو خدمتكار او باشى، و اگر مقصود حجامتگر آن باشد كه با خونى كه از تو مىگيرد چيزى تهيّه كند اين امر او را از خدمتگارى تو بيرون نخواهد برد.
از آن جا كه صدقه پاك كننده درون از صفات پليد است، پيامبر خدا (ص) از گرفتن آن خوددارى كرد چنان كه از كسب حجامتگر نهى فرمود، و صدقات را چرك اموال مردم ناميد و خاندان خود را به صيانت از آن مفتخر داشت. مقصود اين است كه اعمال در دل مؤثّر است، چنان كه در بخش مهلكات گفته شد و دل بر حسب اين تأثيرات آماده قبول هدايت و نور معرفت مىشود.
اين قول كلّى و قانون اصلى است كه بايد در شناخت فضايل اعمال و احوال و معارف بدان رجوع كرد و ما اكنون بويژه به آنچه مورد بحث ما كه صبر و شكر است باز مىگرديم و مىگوييم: در هر يك از صبر و شكر، معرفت، حال و عمل وجود دارد و روا نيست كه معرفت يكى را با حال يا عمل ديگرى مقايسه كرد، بلكه هر يك را با نظير خود در ديگرى بايد سنجيد تا تناسب و پس از آن فضيلت يكى بر ديگرى معلوم گردد.
مثلا هر گاه معرفت شاكر با معرفت صابر مقايسه شود بسا كه بازگشت آنها به يك معرفت باشد زيرا معرفت شكرگزار اين است كه فى المثل نعمت چشمها را از خدا بداند
«٥٢» بقره / ٧٦:... آرى خداوند گروه زيادى را با آن گمراه و گروه بسيارى را با آن هدايت مى كند.