تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٤ - شرح آيات
كه معلوم نيست غضب خدا مخصوص به كدام يك از آنها است، و/ ٤١٢ به هيچ يك از بندگان خدا به چشم حقارت نگاه نكنيد، چه دانسته نيست كه كدام يك از آنان دوست و ولىّ خدا است». [٦١] در سبب نزول اين آيه آمده است كه ثابت بن قيس بن شماس در گوش خود سنگينى داشت، و چون به مسجد وارد مىشد راه را بر او مىگشودند تا به نزد پيغمبر (ص) مىآمد و آنچه را كه او مىگفت مىشنيد، پس روزى به مسجد در آمد در حالى كه مردمان نماز را به پايان رسانده بودند و بر جاهاى خود نشسته و مردمان را لگدمال مىكرد و پيش مىرفت و مىگفت: (تفسحوا جا باز كنيد) تفسحوا، تا به مردى رسيد كه به او گفت: به مجلسى رسيدهاى پس بنشين و خشمگين در پشت سر او نشست، و چون تاريكى از ميان رفت گفت: او كيست، و آن مرد گفت: من فلانم، و ثابت گفت: پسر فلانه- (فلان زن) و از نامى ياد كرد كه در جاهليت ننگين بود- پس آن مرد از شرم سر فرود افكند و اين آيه نازل شد. [٦٢] از ابن عباس درباره وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ روايت شده كه اين آيه درباره زنان پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) نازل شده است كه أمّ سلمه را مورد تمسخر قرار مىدادند. و از انس نقل است كه سبب آن اين بود كه وى تهيگاه خويش را با پارچه سفيدى مىپوشاند كه دنباله آن در پى وى كشيده مىشد، پس عايشه روزى به حفصه گفت: ببين به دنبال خود چه چيزى را همچون سگى مىكشد، و به قولى عايشه كوتاهى قامتش را تمسخر مىكرد و اشاره مىكرد كه او كوتاه است، و اين چيزى است كه از حسن بن على عليهما السلام روايت شده است. [٦٣] در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه آيه درباره صفيّه دختر حيىّ بن أخطب نازل شده است كه همسر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود، و عايشه و حفصه به او آزار مىرساندند و دشنامش مىدادند و به او مىگفتند: اى دختر يهوديّه،
[٦١] - همان كتاب، ج ٧٥، ص ١٤٧.
[٦٢] - مجمع البيان، ج ٩، ص ١٣٥.
[٦٣] - همان جا.