تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٣ - شرح آيات
مىرساند؟ و آيا/ ٢٠٩ پسر عمويت كه به باطل همه مال تو را خورده است، با آن قاضى محكمه كه حق تو را از حلقوم او بيرون كشيده با يكديگر برابرند؟ و مال ثروتمندى كه خون محرومان را مىمكد، چه سودى مىتواند براى تو داشته باشد؟ و فقر پير مردى كه در كنار تو با ملايمت و خوشى زندگى مىكند، چه زيانى براى تو دارد؟
عقل به فاسد بودن همه اين مقياسها حكم مىكند، و آنچه مقياس است حق است، و هر كه از آن پيروى كند با او دوست مىشويم، و با هر كس كه مخالف آن باشد دشمنيم، و هر رابطه ديگرى كه با ما داشته باشد باز چنين است.
چون كافران به تبعيت از باطل، با همه خطرهايى كه براى ايشان و براى بشريت دارد پرداختند، ما آنان را همچون دشمنان خود در نظر مىگيريم، و لو اين كه با زبان ما سخن بگويند، و در وطن ما ساكن باشند، يا از خويشاوندان ما باشند.
در صورتى كه از نزديكى با مؤمنانى كه پيروى حق مىكنند، احساس راحتى و آسايش مىكنيم، بدان سبب كه حق براى همه ما سودمند است، حتى اگر زبانهاى ما هر چه بيشتر از يكديگر دور باشد، و زادگاهها و خويشاونديهاى ما نيز چنين بوده باشد.
ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ و از آن نظر چنين است كه كافران پيروى از باطل مىكنند، و كسانى كه ايمان آوردند پيرو حقند كه از پروردگارشان است.
عقل حق را مىشناسد، ولى نه با آن اندازه از وضوح كه از همه تفصيلات جزئى آن مطمئن باشند، در صورتى كه وحيى كه عقل ما را به آن هدايت مىكند، مجملهاى عقل را به تفصيل آشكار بيان مىكند. مثلا، عقل به خوبى عدالت حكم مىكند، ولى گاه عقل در اين باره كه آيا فلان عمل مطابق با عدالت است يا نه، حيران و سرگردان مىماند، و در اين جا است كه وحى به تفصيل حكم وحى را درباره آن بيان مىكند و آن را از گنجينههاى نهانى عقل بيرون مىآورد، و از نهفتههاى علم استخراج مىكند، و نيز از آنچه از احكام شرع به دست مىآيد.