تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧ - رهنمودهايى از آيات
٤٧ [فاعتلوه]: يعنى او را بكشيد.
٥٣ [سندس]: پارچه حرير نازك.
[استبرق]: پارچه ابريشمى ستبر و زبر.
/ ٤٠
پس آن را به زبان تو در دسترس قرار داديم تا مگر آن را به ياد بسپارند
رهنمودهايى از آيات
مؤمن به زندگى نظرى عقلانى دارد و همين در رفتار شخصى و اجتماعى او منعكس مىشود، و همچنين در معامله او با طبيعت، پس او به عدالت الاهى كه بر همه آفرينش و آفريدگان حكومت مىكند مؤمن است، و چنان مىبيند كه براى هر چيز هدفى است كه براى آن آفريده شده است، پس آسمان هدف دارد، و زمين هدف دارد، و هر آفريدهاى را هدفى است.
سنّت جزا و مكافاتى كه در همه بعدهاى زندگى بشر تجلّى مىكند، مظهرى از همين هدفدارى است كه پروردگار كريم ما به آن اشاره مىكند؛ از لحاظ اجتماعى آن، و اين چيزى است كه پرسشى را بر مىانگيزد: چرا سخن متمركز درباره فرد نمىشود؟ و پاسخ آن چنين است: بدان سبب كه همكارى افراد با يكديگر، و در نتيجه گداخته شدن ايشان در بوته اجتماع، تفسير كننده و توجيه كننده را آزاد نمىگذارد كه تحليل و توجيه خود را از فرد واحد حركت خود را آغاز كند، از آن روى كه مجرم تنها خودش مجرم نيست، بلكه پرداختن به جرم را در ضمن مجموعى متجانس و محيط اجتماعى معينى عملى مىسازد، و اگر چنان اتفاق بيفتد كه شخص واحدى مرتكب جرم شود، مىتوانيم آثار شركت اجتماع را به وضوح در