تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٣ - شرح آيات
پدران ايشان هيچ چيز نمىدانستند و به حق راه نمىبردند». [٢٥] مقياس يگانه براى حق وحى خدا است كه در كتاب خدا تجسم پيدا كرده است، و تفسير صحيح آن كه از رسول خدا و اهل بيت معصوم وى عليهم السلام به ما رسيده است، يا آنچه عقل و علم با وضوح كافى آنها را اكتشاف كند ... اما سيره پادشاهان، يا روش پيشينيان نيز به نوبه خود پيروى وحى بوده است، پس آنچه موافق كتاب خدا و سنت رسولش باشد مورد احترام ما است، و آنچه را كه مخالف آن بوده باشد ترك مىكنيم ... و روا نيست كه در فهم وحى عقل را به مصلحت ميراث و نياكان كنار گذاريم كه آن نيز برخاسته از غلوّ در دين است كه خدا ما را از آن نهى كرده است، چنان كه خداوند متعال به بنى اسراييل گفت قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ بگو كه: اى اهل كتاب! مبالغه در دين خويش مكنيد در مخالفت حق، و بر پى هوا و خوشامد قومى مرويد كه از پيش راه را گم كردند، و مايه گمراهى گروه كثيرى بودند و از راه راست گم شدند». [٢٦]/ ٣٩٣ به همين سبب جايز نيست كه همه اصحاب رسول اللَّه را معصوم از گناه بدانيم، بلكه لازم است اعمال ايشان را با ارزشهاى وحى ارزيابى كنيم، و آنچه را كه از گفتههاى رسول اللَّه به توسط ايشان به ما رسيده است ثبت كنيم، و اجتهاد ايشان در دين يا تفسير آنان از قرآن، و نيز رفتار ايشان و مخصوصا آنچه مخالف نص باشند، براى ما لزوم اجرايى ندارد.
ا نيست كه احترام صحابى رسول بودن ما را به مخالفت با نصوص بر انگيزد، بر خلاف قرطبى مفسّر معروف كه مىگويد: جايز نيست كه به يكى از اصحاب پيغمبر خطايى را كه قطعيت پيدا كرده است نسبت دهيم، چه همه آنان در آنچه مىكردند به اجتهاد مىپرداختند و قصدشان خداى عزّ و جلّ بوده و همه آنان براى
[٢٥] - المائدة/ ١٠٤.
[٢٦] - المائدة/ ٧٧.