تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١١ - شرح آيات
كه حضور و شهادت عملى همچون حجّتى آشكار و رسا باقى مىماند، و بيش از تفسير واقعى آن چيز ديگرى را به خود نمىپذيرد، پس اگر رسول (ص) مردمان را به راست گفتن و امانت داشتن فرمان مىداد، و اين دو معنى را براى ايشان متحقق و مجسم نمىساخت، بيشتر مسلمانان دروغ مىگفتند يا خيانت مىورزيدند و آنها را به عنوان راستگويى و امانت از راه تفسير به ديگران معرّفى مىكردند، ولى رسول گفت و عمل كرد و عمل او بزرگترين تفسير كننده گفته او بود.
رسول شاهد و قائد مسلمانان بود، و سيره و روش عمل او برنامه عملى براى نسلها يكى پس از ديگرى شد؛ در آن هنگام كه اصحاب خود را جمع كرد و با آنان به جانب مكه به راه افتاد، و گروهى از ايشان از ترس مىگريختند و به جاهايى پناهنده مىشدند، او كارى كرد كه واقعيت زندهاى را نمايش مىداد، يا در آن هنگام كه همراه با مسلمانان از جنگ خندق منصرف شد.
اين ايستارهاى واقعى از جمله چيزهايى است كه اثر بسيار خوبى در نفوس مردم و نسلهاى متوالى دارد،/ ٣١٢ و به آنان عزم و استقامت را الهام مىكند، براى آن كه او در اين گونه جاها تنها شاهد به سخن نبود بلكه به عمل و رفتار خود در هر زمينه گواه بود، و به هر بزرگوارى عملا اقدام مىكرد، و سازنده حوادث بود و ناگهان در ميان جمعيت مردم وارد مىشد، و حتى در جنگها رهبر شاهد بود، تا آن حد كه قهرمان اسلام على بن ابى طالب گفته است: «در آن هنگام كه جنگ سخت مىشد به رسول خدا (ص) پناه مىبرديم، و هيچ كس به دشمن از او نزديكتر نبود». [١٧] شخص مكتبى راستين كسى است كه شاهد زمان خود باشد، و ايستارهاى عملى وى كلمات نور بخش او را تفسير كند.
[٩- ١٠] و سياق در بيان هدفهاى بعثت پيش مىرود.
لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ تا به خدا و فرستادهاش ايمان آوريد.
[١٧] - نهج البلاغة، نامه شماره ٩.