تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٢ - شرح آيات
نافذ است، و بعضى معنى آن را جدى و سخت شدن جنگ دانستهاند.
و از اين آيه دو بصيرت الهام مىگيريم
اول: اين كه قول معروف در هنگام صادر شدن فرمانهاى رسالت و برنامههاى آن پس از تسليم و اطاعت، اشارهاى آشكار بر همكارى انسان با رسالت است، و به اين كه واقعا به آن وابستگى دارد، و قلبش از كينه نفاق يا هر بيمارى ديگر، همچون نادانى و ترس و تكبر، خالى است، چه اين امراض انسان را در حال تنفر و ناخشنودى و ناراحتى و دلتنگى نسبت به لغزشهاى خود در ضمن سخن گفتن نگاه مىدارد، و به همين جهت در مواقع ضرورى و دشوار نمىتواند درست سخن خود را بيان كند.
على رغم آن كه منافقان در چنين حالتى زندگى مىكنند، گاه اوضاع و احوال مستلزم آن مىشود كه اين حالت را پنهان نگاه دارند، ولى چون كار سخت شود ديگر نمىتوانند حالت واقعى خود را پنهان سازند.
بيماران قلب آن كساناند كه با اكراه اطاعت مىكنند و با اكراه به انجام دادن عمل صالح مىپردازند،/ ٢٥٥ و به همين جهت است كه طاعت و عمل ايشان با سخن سلبى و منفى همراه است، و آنان را چنين مىبينيم كه نماز نمىگزارند مگر اين كه به دنبال آن سخنى از دهان ايشان بيرون آيد كه نماينده ناراحتى و دلتنگى ايشان است، چه اندازه چنين نمازى سنگين است؟! و روزه رمضانى را به انجام نمىرسانند مگر اين كه از سختى و آزاردهندگى آن چيزى بگويند؟! و خمس و زكاتى نمىدهند مگر اين كه پس از آن بگويند: اين دين ما را فقير كرد ... در صورتى كه بر عهده ايشان آن است كه از نعمتهاى خدا كه به ايشان رسيده سپاسگزارى كنند كه آن توفيق را بهره ايشان كرده است، ولى جهل و نفاق و تكبر و دنيا پرستى همه از چيزهايى است كه آدمى را آزاد نمىگذارد كه ارزش رسالت را باز شناسد و از سودمندى عامّ آن براى انسان آگاه شود.
دوم: از اين بيان عالى: «طاعة و قول معروف» چنان دستگير ما مىشود كه مىبايستى براى روان ساختن اوامر رسالى به پا خيزيم و براى تحقق