تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٦ - إسرافيل
و اگر سبك باشد خدا به سائق و شهيد فرمان مىدهد كه او را بگيرند و به سوى آتشش برند.
أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ هر ناسپاس كافر را به دوزخ افكنيد.
كه منكر فضل خدا شده و با بندگى سپاس نعمت نگزارده و به خدا تسليم نشده است.
/ ٤٨٠ عَنِيدٍ كه عناد ورزيده و در زندگى مخالف اوامر پروردگارش عمل كرده است.
بدين گونه هر مانع خير وارد آتش مىشود، و خير كلمهاى با معانى گسترده است كه بسيارى از مفردات به آن مىپيوندد، چه گاه خير و نيكى عبارت از مالى است كه خدا به انسان مىبخشد و او حقوق واجب آنها را ادا نمىكند، و چيزى از آن را به نيازمندان نمىدهد، و گاه خير عبارت از علمى است كه زكات آن پراكندن اين علم است در ميان مردم، ولى دارنده آن به رسالت خود در زندگى عمل نمىكند، و چنين است مفردات ديگرى نظير اينها، ولى مهمترين معنى خير رهبرى و پيشوايى صالح و شايسته است، و چه خيرى بزرگتر از آن رهبرى است كه انسان به وسيله آن در گذرگاههاى مختلف زندگى به راه حق مىرسد؟ و انسانى كه با اولياى خدا به محاربه بر مىخيزد و از پيوستن مردمان به ايشان جلوگيرى مىكند، پس گناهكار است.
در خبر است از علىّ بن ابراهيم كه گفت: «خير ولايت على (ع) است و حقوق آل محمد (ص)». [٣٩] و در اين شك نيست كه محاربه با علما و فقها و پيشوايان مكتبى جزئى است كه از محاربه با رسول و امامان عليهم السلام جدايى ناپذير و بلكه محاربه با خدا است، مگر خداى عزّ و جلّ نگفته است: «هر كس به ولىّ من اهانت كند، آشكارا به محاربه با من پرداخته است»؟؟ و بنا بر اين هر كس كه به نام نيك اولياى خدا آسيب برساند، مانعى ميان مردم و آنان پديد آورده
[٣٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١١٤.