تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٦ - شرح آيات
باشد، يا دست همكارى به سوى كسانى دراز كند كه آنان را پستترين مردم مىشمارد و در معرض تمسخر و ريشخند قرار مىدهد، يا هر اندازه انديشهها و نيروهايى كه در آنان وجود داشته باشد؟
بدين گونه ... هر كه خود را محدود به چارچوب تنگى سازد، امكان آن ندارد كه با قطار به راه بيفتد/ ٤٣٣ و به هر جا كه آن برود روانه شود؛ و از آشكارترين بديها و زشتيهاى اين گونه تصورات ويران كردن پلهاى طبيعى موجود ميان فرزندان آدم است، و رواج دادن روح دشمنى و خشم در ميان آنان كه سبب مواجهه بعضى از ايشان با بعضى ديگر مىشود، و گاه آنان را به جنگهاى سخت و ويرانگرى مىكشاند كه بشريت در طول تاريخ دراز خود نتوانسته است خود را از شر آنها به سبب تمسّك ايشان به ارزشهاى جاهليت خلاص كند.
براى همين رسالتهاى خدا مردمان را به آن دعوت كردهاند كه از اين ارزشهايى كه از آنها جز تباهى و كاستى نصيب بشريت نمىشود دست بردارند، و به جاى آنها به ارزش تقوا روى آورند ... و آيه كريمه مىگويد
يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردم! و خطاب اختصاص به مؤمنان ندارد، با وجود آن كه سياق سوره مقتضى آن است، بدان جهت كه همان سبب تنظيم يافتن علاقه و رابطه در ميان ايشان شده است. شايد بدين منظور كه اين، به همان گونه كه براى مؤمنان سودمند است، براى بشريت نيز چنين است، و چون عموم مردم به آن خوانده شدهاند، مؤمنان براى متمسك شدن به آن اولويت دارند. سپس ارتباط مؤمنان با جزايشان مىبايستى بر اساس اين بصيرت بر پا شود، پس نبايد در ميان افراد بشر قوم عرب مدعى آن شوند كه آنان به سبب زبانشان يا نژادشان بر ديگران برترى دارند، كه همين عقيده جاهليت مانعى براى در آمدن ديگر اقوام و قبايل و ملتها به دين خدا مىشود.
إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى ما شما را از نر و ماده آفريديم.
پس اصل يكى است، و اگر به پدرانمان احترام مىگذاريم، و هر چه در تاريخ به عقب باز گرديم، از پدر بزرگمان و جده بزرگمان، آدم و حوا، عقبتر نمىتوانيم