تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٥ - شرح آيات
وَ الْأَرْضَ و به زمين.
كه بايد به آن نيز بنگريم و در آفرينش آن بينديشيم.
مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ كه آن را گسترديم و لنگرهايى در آن انداختيم، و نگفت كوهها، بدان جهت كه از كلمه كوهها دلالتى بر نقش آنها در نگاهدارى از تعادل و توازن زمين مشاهده نمىشود، در صورتى كه اين كوهها كارى همچون كار لنگرهاى كشتى در آن هنگام دارند كه آن لنگرها را به دريا بيندازند و نوك آنها در ضمن حركت كشتى در كف دريا فرو رود و آن را از حركت باز دارد.
با اين همه، اگر در زمين همه در بايستها و كامل كنندههاى زندگى آدميزاد بر روى زمين وجود نمىداشت، زمين شايسته براى زندگى او نمىشد،/ ٤٦٢ و همين سبب آن بود كه بنا بر حكمت الاهى انواع آفريدههاى جاندار و بى جان بر سطح زمين آفريده شود.
وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ و رويانديم در آن از هر جفتى زيبا.
از جانوران و گياهان و مردمان و هر گونه چيز. و كلمه «زوج» مشتمل بر معانى فراوان است كه از آشكارترين آنها تكامل است كه آن- به نوبه خود- دلالت بر دقت نظم و حسن تدبير دارد. آيا مىبينى كه خدا چگونه گياهان و جانوران را جفت آفريده است و به صورت مذكر و مؤنث يا نر و ماده، و سپس ملتها و قبايل، و مردمان را متفاوت آفريده است تا به يكديگر نيازمند باشند، و هر چيز را در زندگى محتاج چيزى ديگر قرار داده است تا دوره زندگى چنان تكامل پيدا كند كه دقيقترين عقلها در اين دورههاى تكاملى كه با توازن و تعادل خود بر حكمت آفريننده خود گواهى مىدهند حيران بمانند.
سپس زوج و جفت را مايه شادى قرار داده است تا با زيبايى و جمال خود طرف ديگر را به خود جذب كند و كار دو طرفى ميان آنان آسانتر صورت پذير شود و چيزى بالاتر و گراميتر از نيازمندى دو طرفى محض بوده باشد.
[٨] اين همه نشانههايى آشكار بر حكمت خدايى است كه مقتضى بعث