تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٠ - زندگى از حكمت تا بهره بردارى
بپذيرند. مگر طبيعت زمين پيرامون خود را نمىديدند، و اين كه چگونه امكان آن وجود داشت كه هر آن ريگهاى روان تمدن و عمران سست و متزلزل ايشان را ببلعد، ولى آنان به غرور و تجبر و استكبار بدون حق در زمين پرداختند، و از اطاعت پروردگار خويش سرپيچى كردند و ناگهان ريگ روانى زندگى آنان را برانداخت.
وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ و بيم دهندگان از پيش رو و پشت سر او.
شايد مقصود آن باشد كه بيمدهندگان در فواصلى پياپى، پيش از بعثت هود به پيغمبرى، به قوم عاد هشدار داده بودند، خواه نزديك به زمان او «من بين يديه»، و خواه دور از آن زمان «من خلفه»، و خدا عالم است.
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ كه جز خدا مپرستيد، و اين رسالت به صورتى مختصر شده است، كه محتوى ديگر تعليمات نيز هست، پس هر كه بندگى خداى يگانه كرد متعبّد بر شريعتى مىشود كه او فرمان داده بود، و هر كه بندگى خداى يگانه كرد به طاغوت و هر مستكبر و ستمگر كفر ورزيد، و تابع بودن را رد كرد، و هر كه بندگى خداى يگانه كرد، خود را تسليم شهوات دنيا نمىكند تا به سبب همانها هلاك شود.
إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم.
/ ١٦٥ [٢٢] ولى قوم عاد به واقع جارى على رغم فساد آن متشبّث شدند، بدان سبب كه چنان مىپنداشتند كه اگر به پروردگارشان ايمان آورند، منافع ايشان در خطر خواهد افتاد.
قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا گفتند كه: آيا براى آن آمدهاى تا ما را از خدايانمان دور كنى؟
خدايان ايشان كه سمبلى براى نيروهاى ظلم و استكبار به شمار مىرفتند، همان مقدساتى بود كه هود مىخواست آنان را از آنها دور كند.