تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠١ - حكومتهاى ستمگر
ستمگر و ديگرى دادگر است و دادگر ستمگر را شكست داده است، گفت: «بر دادگران و اهل عدل روا نيست كه فرارى را تعقيب كنند و بر زخميان سخت گيرند و آنان را بكشند و اسيران را به قتل رسانند، و اين در صورتى است كه از اهل بغى احدى بر جاى نمانده باشد و گروهى نيست كه به آن باز گردند، پس اگر گروهى داشته باشند كه به آنان باز گردند، لازم است اسيرشان كشته شود و فراريشان را تعقيب كند و زخميانشان در معرض سختگيرى قرار گيرند». [٤٢] محقّق در شرايع گفته است: بر كسانى از اهل بغى كه گروهى دارند و به آنها باز خواهند گشت، جايز است كه مجروحانشان در معرض سختگيرى قرار گيرند و فراريانشان تعقيب شوند و اسيرانشان به قتل رسند. و صاحب جواهر در تأييد آن نوشته است: و من دليل مخالفتى با هيچ يك از آنها نمىبينم. [٤٣] اين حكم نيز از آيه شريفه به دست مىآيد، بدان سبب كه باغيان صاحب گروه اگر از آنان جدا نشوند پيوسته در حالت جنگ به سر مىبرند، مگر گروه او با مسلمانان در حال جنگ نيست در حالتى كه او از ايشان تبرّى نجسته است؟ ..
پس گفته او سبحانه و تعالى حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ در حق او صدق نمىكند.
در حديثى به جا مانده آمده است كه: اسيرى را در جنگ صفين به نزد على عليه السلام آوردند كه با او بيعت كرد و على (ع) گفت: «تو را نمىكشم زيرا كه از پروردگار جهانيان مىترسم، پس او را به حال خود رها كرد و جامه و سلاحى را كه از او گرفته بودند به او باز پس داد». [٤٤]/ ٤٠٠ از اين جا معلوم مىشود كه از اسير بايد خواستار توبه شوند، و اگر از قوم خود دورى و تبرى جويد رهايش كنند و خدا دانا است.
[١٠] به همان گونه كه بخشى از نهر بخش ديگر آن را پاك مىكند،
[٤٢] - همان جا، ص ٣٢٩.
[٤٣] - همان جا، ص ٣٢٨.
[٤٤] - وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٥٤.