تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٢ - صلح حديبية
پيغمبر (ص) پرداخت، و در ضمن سخن گفتن او سهيل بن عمرو آمد و گفت: خدا كار را ميان ما و شما آسان كرد؛ و سپس گفت: ميان ما و خودت چيزى بنويس، و پيغمبر (ص) على بن ابى طالب (عليه السلام) را به نزد خواند و گفت: «بنويس
بسم اللَّه الرّحمن الرحيم» و سهيل گفت: و اما رحمن را به خداى سوگند كه من نمىدانم چيست، و به جاى آن بنويس: باسمك اللّهم، پس مسلمانان گفتند: به خداى سوگند كه جز بسم اللَّه الرحمن الرحيم نخواهيم نوشت، پس پيغمبر (ص) گفت: «بنويس: باسمك اللّهم، اين مصالحهاى است كه محمّد رسول اللَّه» پس سهيل گفت: اگر ما مىدانستيم كه تو رسول خدايى، هرگز از درآمدنت به خانه خدا جلوگيرى نمىكرديم و به نبرد كردن با تو نمىپرداختيم، بلكه بنويس، محمد بن عبد اللَّه، پس پيغمبر (ص) گفت: من فرستاده خدايم، هر چند كه شما مرا تكذيب كنيد، و سپس به على (عليه السلام) گفت: «رسول اللَّه را پاك كن» و او گفت
يا رسول اللَّه! دست من به محو كردن نام تو از پيغمبرى پيش نمىرود»، پس رسول اللَّه (ص) نوشته را گرفت و آن را پاك كرد و سپس گفت: «بنويس: اين چيزى است كه درباره آن محمد بن عبد اللَّه و سهيل بن عمرو با يكديگر توافق كردند، و مقرر داشتند كه جنگ در ميان مردم به مدت ده سال متوقف بماند، تا در آن مردمان به ايمنى زندگى كنند، و از يكديگر دست بدارند، و هر كس از اصحاب محمّد براى حج يا عمره يا براى جستجوى فضل خدا عازم مكه شود، جان و مالش در امان باشد،/ ٣٠٣ و هر كه از قريش كه براى رفتن به شام يا مصر به مدينه مىآيد نيز بر جان و مال خويش ايمن باشد در آن وجود ندارد، و هر كس دوستدار آن باشد كه به عقد و عهد محمّد در آيد در آن داخل خواهد شد، و هر كس خواستار بستن عقد و عهد با قريش باشد نيز مىتواند چنين كند». [١٢] و در روايتى ديگر چنين آمده است: «و على بن ابى طالب آن را نوشت و بر آن مهاجران و انصار گواهى نوشتند» و سپس رسول اللَّه (ص) گفت: «يا على! تو
[١٢] - بحار الانوار، ج ٣١، ص ٣٣٤.