تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٠ - شرح آيات
بنا بر اين كتاب او دنباله رسالتى است كه به موسى عليه السلام وحى شده بود)، و بعضى بر اثر ستمگرى خويش آن را نپذيرفتند و به آن استكبار نشان دادند، و خدا ستمكاران را هدايت نمىكند.
در آن هنگام كه صالحان به اسلام رو مىآورند، مستكبران آن را طرد مىكنند و مىگويند: اگر خوب مىبود كسى در پذيرفتن آن بر ما پيشى نمىگرفت! و سپس رسالت را به اين متهم مىسازند كه دروغى كهن است، بدان جهت كه آنان به آن رهنمايى نشدند.
رسالت عملا داراى امتدادى در ژرفناى تاريخ است، بدان جهت كه تصديق كننده چيزى است كه بر موسى به عنوان امام و رحمت نازل شده بود.
/ ١٣٧ سپس قرآن فرمان مىدهد كه مردمان بر توحيد (و رو به رو شدن با بدعتها) استقامت ورزند، و اين بهاى بهشت است.
شرح آيات
[٩] مردم را درباره رسالتها و رسولان سه مذهب و اعتقاد است
اوّل: نفى مطلق، و چون آنان از اين امر آگاه نشدهاند كه خدا چگونه رسولان عليهم السلام را بر مىانگيزد و مبعوث مىكند، به پيروى از نادانى و هواهاى نفسانى خود ادامه دادند و مستقيما منكر رسالت شدند.
دوم: رابطه رسولان با پروردگارشان رابطهاى تكوينى است، بدين معنى كه رسولان- عليهم السلام- پارهاى جدا شده از خدايند كه به دنيا نزول كردهاند.
از اين راه چنان گمان مىكنند كه مسئله را حل كرده و به اين مطلب دست يافتهاند كه اتصال ميان خالق و مخلوق چگونه صورت مىگيرد، چه اين ارتباط قديمى و از اساس ارتباطى تكوينى است، پس چگونه است كه يكى از ايشان غذا مىخورد، و در كوچه و بازار راه مىرود، و در همه چيز از زندگى خود همانند ديگران است، پس چگونه مىتواند برتر و افضل نسبت به ايشان بوده باشد؟! ناچار مىبايستى جنس او با جنس مردمان ديگر اختلاف داشته باشد، و ذات او چيزى جز