تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٦ - شرح آيات
كردند، و سپس به گمان بد وادارشان كرد تا به ارزشيابى منفى پرداختند، و سرانجام هلاك شدند، و از اين جا متوجه مىشويم كه گاه آغازهاى انحراف انسان را سخت بر نمىانگيزد، و با وجود اين از آن جهت خطرناك است كه بشر را به هلاك مطلق مىرساند، [١٣] و خداوند متعال اين گام را دليلى بر نبودن ايمان در نزد آن كسان دانسته، و آنان را در برابر اين كفر به جزاى جهنم وعيد داده و گفته است
وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً و آن كس كه به خدا و فرستادهاش ايمان نياورد (بايد بداند كه) ما براى كافران آتش سوزانى آماده كردهايم.
پس پروردگار ما آتش را آماده و مهيّا ساخته است، و آيا اين آتشى كه با خشم خدا افروخته شده، تا چه اندازه مىتواند به بشر ضعيف آزار و عذاب برساند؟! بهتر است در اين جا به ذكر روايتى از رسول (ص) بپردازيم تا از خدا بترسيم، و از معصيت پرهيز كنيم: «جبرييل (ع) در هنگام ظهرى كه هرگز در چنان وقت بر پيغمبر نازل نشده بود، با رنگ پريده به نزد پيامبر (ص) آمد، و پيش از آن در هنگام آمدن او سر و صداى آمدنش شنيده مىشد ولى در اين دفعه چنين نبوده، پس پيامبر (ص) به او گفت: اى جبرييل! چرا در ساعتى نزد من آمدى كه پيش از اين هرگز در آن ساعت نيامده بودهاى، و چرا رنگت را تغيير يافته مىبينم، و چرا سر و صداى آمدنت را كه هميشه مىشنيدم اين بار نشنيدم؟! پس جبريل گفت: من هنگامى آمدم كه خدا فرمان داد تا دمههاى دميدن آتش را بر آن نهم و من چنين كردم، پس پيغمبر (ص) گفت: اى جبرييل به من از آن زمان خبر ده كه خدا آتش را آفريد، و او گفت: او سبحانه هزار سال آن را سوزان نگاه داشت تا سرخ شد، و سپس هزار سال ديگر چنين كرد تا سفيد شد، و پس از آن هزار سال ديگر افروخت تا سياه شد و تاريك كه هيچ پاره آتش آن روشنى ندارد، و التهاب آن فرو نمىنشيند، و سوگند به آن كه تو را به حق به پيغمبرى برگزيد، اگر به اندازه سر سوزنى از آن بر اهل زمين فرو افتد، تا آخرين نفر مردم آن خواهند سوخت، و اگر