تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٦ - رهنمودهايى از آيات
آيات را فرو فرستاد. [٩] اين تأويل مطابق است با حكم اولى كه ما از آيه كريمه الهام گرفتيم و آن ظاهر آيه است.
/ ٣٦٧ بخارى روايت كرده است كه آيه درباره ابو بكر و عمر نازل شده است كه چون فرستادگان بنى تميم بر پيغمبر وارد شدند، يكى از آن دو به اقرع بن حابس از طايفه بنى مجاشع اشاره كرد و ديگرى به مردى ديگر، پس ابو بكر به عمر گفت: تو قصدت مخالفت كردن با من بوده، و عمر گفت كه: قصد مخالفت با تو را نداشتم و در اين ميان سخنان خود را با آواز بلند با يكديگر مبادله مىكردند، پس خداى عزّ و جلّ اين آيه را نازل كرد. [١٠] روايت شده است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىخواست در هنگام رفتن به خيبر شخصى را به جانشينى خود بر مدينه برگزيند و عمر به مرد ديگرى اشاره كرد و سپس اين آيه نازل شد. [١١] اين دو حادثه با احكام دوم و سوم مناسبت دارد، و اين خود گواه بر آن است كه آيه كاربردهاى متعدد دارد و از مجموع آنها چنين بر مىآيد كه معارضه با رسول خدا، به هر صورت كه بوده باشد شايسته نيست.
وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ و چنان كه بعضى از شماها با يكديگر به بانگ بلند سخن مىگوييد، با او به بانگ بلند سخن مگوييد.
چون به نزديك رسول اللَّه مىرسيدند، به دور از جلالت قدر نبوت، او را با نامش طرف خطاب قرار مىدادند، و بانگ خويش بلند مىكردند تا از ابّهت رهبرى در چشم مردمان بكاهند، پس قرآن آنان را از اين كار منع كرد، و ادب سخن گفتن با رسول خدا، و از همين طريق با هر رهبرى شرعى را به ايشان آموخت.
[٩] - همان جا.
[١٠] - تفسير القرطبى (تلخيص شده)، ج ١٦، ص ٣٠٣.
[١١] - همان كتاب، ص ٣٠١.