تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٧ - رهنمودهايى از آيات
شايد آيه همچنين انتقاد كردن علنى از رأى و نظر رهبرى رسالى را نهى كرده باشد كه سبب سستى عزيمت امت و كاهش شأن مصدر قرارها و مقررات مىشود.
به همين سبب بعضى گفتهاند كه: حرمت كلام پيغمبر در زمان حاضر همانند حرمت او در حيات خود او است، و اگر در برابر گروهى كلام او خوانده شود، بر ايشان واجب است كه هنگام شنيدن آن سكوت كنند، زيرا كه سخن او وحيى از جانب خدا است. مگر پروردگار ما سبحانه و تعالى نگفته است وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى؟، پس همان/ ٣٦٨ ملاكى كه بنا بر آن سكوت كردن در هنگام تلاوت قرآن واجب است، درباره سنّت و حديث رسول اللَّه (ص) نيز وجود دارد. و خداوند متعال گفته است وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا پس چون قرآن تلاوت شود، به آن گوش داريد و خاموش بمانيد». [١٢] أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ تا سبب تباه شدن اعمال شما نشود.
چرا سبكى و بى احترامى نشان دادن به رهبرى شرعى سبب هدر رفتن و باطل شدن عمل مىشود؟ شايد سبب دو امر بوده باشد
اولا: اين كه بيشتر امور واجب مايه تربيت نفس و پاك شدن آن از كبر و غرور است. پس اگر نفس طغيان كند و نسبت به رهبرى شرعى تكبر نشان دهد، معلوم مىشود كه هدف واجبات تحقق پيدا نكرده است، پس نمازى كه براى پيريزى خودپسندى به جاى خشوع اقامه شده باشد، باطل مىشود و به هدر مىرود، و زكاتى كه مايه ازدياد فاصله و طبقه در امت شود، و حجّى كه مايه برترى جويى و تفاخر گزارنده آن باشد، و روزهاى كه نفس را به پرهيزگارى بر نينگيزد، همه اينها در معرض بى حاصل و باطل شدن قرار دارد، از آن روى كه به هدفهاى خود تحقق نبخشيده است.
[١٢] - الأعراف/ ٢٠٤.